درباره كتاب 'در کوچههای پراگ: مشاهدههای اجتماعی، زنانه و ادیبانه':
این کتاب حاصل سی ماه زندگی در میان مردم جمهوری چک است. مارس 2011 تا اوت 2013 تمام طول زندگیام با این مردم است. مردمی سرد، مودب، محافظهکار، آرام، مهربان و از همه مهمتر بسیار متمدن و آشنا به حقوق شهروندی. مردمی که در کنارشان گرم نمیشوی اما آرام میگیری. مردمی که با هیتلر کنار آمدند و کافکا را پذیرا شدند و کوندرا را آزاد گذاشتند و کلیما را پروراندند. مردم سرزمین پارادوکسهای درهمتنیده و پیچیده …
این نوشتار، با تمرکز بر زنان این دیار، نوعی "مشاهده اجتماعی ادیبانه" از زندگی آنان به دست میدهد که نه ارزیابانه است و نه تحلیلگرانه. اینها برداشتهای اندکی دقیقشده نویسنده است که خود زنی است که به عنوان استاد زبان فارسی سی ماه در پراگ توقف کرده است و با حس خود این مشاهدات را به تحریر درآورده است ... (برگرفته از مقدمه کتاب)
فصل اول کتاب با این جملات آغاز میشود:
"فضای نیمهتاریک هتل، در بدو ورود، تو را به یاد فیلمهای ترسناک میاندازد. ورودی کوچک و پلههای پرشیب و طولانی و سوراخسنبههایی که بعدا فهمیدم هر کدام به اتاقی در طبقه همکف میرسد و بعد یک میز پذیرش در فرورفتگی کنج راهرو، جایی که هیچ توجهی را جلب نمیکند، تنها پدیدههای اصلی این ساختمان قدیمی هستند. درِ درازی که ورودی این مجمعالپدیدههاست هیچ نشانی از یک هتل معمولی ندارد. درست پشت همین در دراز راهروی تاریکی لم داده است که سقف بلندش حجم تمام قرون تاریک را یکباره بر سرت فرومیریزد ..."