درباره كتاب 'هر بار که معنی زندگی را فهمیدم، عوضش کردند':
سفری جذاب به جهان فلسفه با چاشنی طنز.
… نویسنده کتاب در ایام جوانی و زمانی که در دانشگاه هاروارد فلسفه میخواند، به امید اینکه از طریق آرای فلاسفه به بهترین شیوهی زیستن و زندگی پی ببرد، جملات قصار فلاسفهی محبوبش را در دفترچهای مینوشت. نیمقرن بعد کلاین در فصلهایی موجز و خواندنی جملات این دفترچه را بازنویسی کرد و تاثیر این اندیشهها را بر زندگی شخصی و جامعهی پیرامونش تحلیل کرد. در این کتاب از ارسطو و بیکن و نیچه گرفته تا سارتر و کامو و ویتگنشتاین، در یک گشت فلسفی-تفریحی، به مسائل فلسفی درون و بیرون زندگی میپردازد. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
مطالب کتاب با این جملات آغاز میشود:
" "لذت چیزی را که در اختیار داری، با آرزو و میل چیزی که نداری ضایع نکن. به خاطر داشته باش چیزی که اکنون داری، چیزی بوده که زمانی آرزوی داشتنش را داشتی." اپیکور، فیلسوف یونانی لذتگرا (270-341 پیش از میلاد)
دفترچهی "مختصرومفید" من با این نقلقول اپیکور شروع میشد.
لذتگرایی از همان زمان که دریافتم نه یک خیالبافی و رویای خیس نوجوانانه، که یک مکتب فلسفی معتبر است مورد توجه من قرار گرفت. البته از همان دوران نوجوانی در این زمینه محتاط بودم، میخواستم تا جایی که میتوانم از زندگی لذت ببرم اما درعینحال از حدوحدود مشخصی گذر نکنم. به همین دلیل این جملهی اپیکور را پسندیدم. او یک لذتگرای محتاط بود.
بهتازگی اپیکور مریدان جدیدی پیدا کرده و مجموعهی جملات قصار او که اخیرا در کتابخانهی واتیکان کشف شده، در گروههای گوناگون فضای مجازی نقل میشود. او استاد جملات قصار کوتاه و موثر است.
در نقل قول فوق، اپیکور به دو نکتهی مهم و مرتبط اشاره میکند: اول اینکه اشتیاق برای تصاحب چیزی که درحالحاضر آن را در اختیار نداریم لذت بردن از چیزی را که داریم کمرنگ و رقیق میکند یا اساسا از بین میبرد و دوم اینکه پس از اینکه با گذاشتن کلی وقت و انرژی موفق به تصاحب چیزی شدیم که آرزویش را داریم، متوجه میشویم که باز به خانهی اول بازگشتیم. اشتیاق تصاحب یا تملک چیزی دیگر ..."