درباره كتاب 'معماگری از سرزمین هد (مجموعه معماگر - کتاب اول)':
سالها پیش همه جادوگران جهان ناگهان ناپدید شدند و تمام دانششان در معماها پنهان شد. مورگان شاهزاده جزیرهای کوچک بهنام هد، تلاش میکند تا به معماگری ماهر تبدیل شود. او زندگیاش را در مسابقهای عجیب و خطرناک با یک روح به خطر انداخته و در نهایت موفق میشود با پیروزی در مسابقه، یک تاج جواهرنشان و باستانی را با خود به خانه ببرد.
اما پیروزی در آن مسابقه معماگری پایان کار نیست. حالا نیروهای شیطانی لحظهبهلحظه در تعقیب مورگان هستند. تغییر شکلدهندگانی که هر لحظه خودشان را به جای یکی از دوستان مورگان جا میزنند، تا او را بکشند. مورگان باید برای رهایی از آنان کاری کند. بنابراین به همراه دث، چنگنواز مخصوص فرمانروای بزرگ، راهی دورترین نقطه قلمروی پادشاهی، یعنی کوهستان ارلن استار میشوند تا از فرمانروا درخواست کمک کند. در این راه طولانی با معماهایی بیپاسخ و قدیمی از سالیان دور، روبهرو میشود و درنهایت بزرگترین و مهمترین معما در برابرش قد علم میکند. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز میشود:
"یکی از روزهای دلانگیز پاییزی بود و کشتیهای تجاری برای تبادل کالاهای فصلی در بندر تُل یکی یکی پهلو میگرفتند. بادبانهای مواج کشتیها با رنگهای قرمز، آبی و سبز از دور دیده میشد که راه خود را از میان قایقهای کوچک ماهیگیری باز کرده و از بندر تل به سمت ساحل اکرن، جایی که کاخ مورگان قرار داشت در حرکت بودند.
مورگان، شاهزاده سرزمین هد، پس از بحثی طولانی و دادن دستورات لازم، پشت یک میز بزرگ و نسبتا خالی نشسته بود و به غذاهای باقیمانده از صبحانه ناخنک میزد. تمام شب قبل به کار انتقال دو گاری نوشیدنی ذرت به کشتیهای تجاری نظارت کرده بود. با چشمهایی قرمز از کمخوابی، نگاهی به میزها انداخت و با فریاد خواهرش تریستان را صدا کرد ..."