درباره كتاب 'پروژهی رزی':
دن تیلمن، پروفسور ژنتیکی است که ذهنی تحلیلگر و دقیق دارد و هرگاه در زندگی با معضلی روبهرو میشود، پروژهای را برای تحلیل و حل آن کلید میزند. علیرغم هوش علمی سرشارش، دان در زمینهی ارتباطات اجتماعی آنقدرها هم زبردست نیست و به قول خودش مرتب مرتکب "سوتی معاشرتی" میشود. این امر باعث شده که جمع کل دوستانش چهار نفر باشند و علیالخصوص تلاشهایش برای یافتن شریک زندگی مرتب نقش بر آب شود. او که برای حل مشکل پیدا کردن شریک زندگی مناسب، پروژهی همسریابی را شروع کرده به نکتهای پی میبرد و فکر میکند معما دیگر حل شده است؛ اما حل این معضل، دان را با معضلات دیگری روبهرو میکند که لازم است برای حل هر کدام پروژهای دیگر را کلید بزند. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز میشود:
"غلط نکنم راهحلی برای معضل همسریابی پیدا کردهام. مثل بسیاری از جهشهای علمی، اینبار هم، معما چو حل گشت آسان شد. هرچند، اگر این رشته وقایع برنامهریزی نشده رخ نداده بود بعید بود این راهحل به ذهنم خطور کند.
سررشتهی این وقایع به آنجا میرسید که جین پایش را کرد توی یک کفش که به جایش دربارهی سندروم اسپرگر سخنرانی کنم. زمان سخنرانی بهشدت روی اعصابم بود. میشد همزمان با صرف ناهار سخنرانی را هم آماده کرد ولی درست همان عصری که به خود سخنرانی اختصاص یافته بود برنامه ریخته بودم که به مدت نودوچهار دقیقه دستشوییام را تمیز کنم. سه گزینه پیش رویم بود که هیچکدام چنگی به دل نمیزد: ..."