درباره كتاب 'اوا شبح میبیند (دفترچه خاطرات جغد 2)':
هرکسی دلش میخواست داستان ترسناکتری تعریف کند. جورج داستان سنجابهای زامبی را گفت. میسی قصهی یک عنکبوت غولپیکر را تعریف کرد. داستانِ لیلی دربارهی اژدها نیمهکاره ماند، چون ... بوووم ... انگار چیز خیلی بزرگی روی پشتبام بود. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)