درباره كتاب 'وسوسهی ناممکن':
در رسالهی "وسوسهی ناممکن" ماریو بارگاس یوسا، با ژرفبینی نقادانه و خلاق خویش به سراغ "بینوایان"، شاهکار جاویدان ویکتور هوگو، رفته و نکتههایی ناگفته را دربارهی این رمان سترگ آشکار کرده. کسانی که رسالهی عیش مدام درباره مادام بوواری را پسندیدند، از این اثر نیز به همان اندازه لذت میبرند و میآموزند. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
کتاب با فصلی تحت عنوان "ویکتور هوگو، اقیانوس" با این جملات آغاز میشود:
"زمستان سال 1950، در شبانهروزی دبیرستان نظامی لئونثیو پرادوی لیما، بارانی و ابری بود، روزمرگی ذلهکننده و زندگی خالی از شادی، ماجراهای ژان والژان، ژاور سرسخت مانند سگی شکاری، دلنشینی گاوروش، دلاوری آنژولرا، ستیزهجویی دنیا را میزدودند و هیجان و وجد را جایگزین افسردگی میکردند و، در ساعتهای مطالعه دزدکی سرکلاس و موقع آموزشهای عملی، مرا به عالم شور و شررهای غایی برآمده از تیرهروزی، عشق، شهامت، شادکامی و پلیدی میبردند. انقلاب، تقدس، ایثار، زندان، جنایت، انسانهای ابرانسان، باکرهها یا فاحشهها، قدیسان یا تبهکاران، بشریتی که به حرکت جسم، آهنگ کلام، استعاره توجه نشان میداد. گریز به آنجا پناهگاهی تسلیبخش بود: زندگی شکوهمند دنیای داستان برای تحمل زندگی حقیقی قدرت میبخشید. اما، از سوی دیگر، غنای ادبیات باعث میشد واقعیت واقعی کمبضاعت جلوه کند ..."