درباره كتاب 'چشمهایش':
استاد ماکان، نقاش بزرگ، که یکی از مبارزان علیه دیکتاتوری رضاخان بوده است، در تبعید درمیگذرد. در میان آثار باقیمانده وی پردهای است به نام "چشمهایش" که تصویر زنی است با چشمانی شرربار که گویا رازی را در خود پنهان کرده است. راوی داستان که ناظم مدرسه و نمایشگاه نقاشیهای استاد ماکان است کنجکاوی سوزانی دارد که راز این چشمها را دریابد؛ بنا براین سعی میکند مدل را بیابد و درباره ارتباطش با استاد از او بپرسد. پس از چند سال ناظم به طور تصادفی آن زن را مییابد و در خانه مجلل وی به گفتگو مینشینند. فرنگیس به نقل گذشته خود میپردازد و میگوید دختر خانواده متعینی بوده و به خاطر زیباییاش توجه همه مردان را به خود جلب میکرده است و جملگی بازیچه او بودهاند. تنها در برابر استاد ماکان با مردی استخواندار و فولادین مواجه میشود که توجه به زیبایی وی ندارد. فرنگیس برای جلب توجه استاد با تشکیلات مخفیی که در ایران و اروپا زیر نظر استاد فعالیت دارد همکاری میکند و ... (برگرفته از "فرهنگ ادبیات فارسی" نشر نو)