درباره كتاب 'مواجهه با مرگ':
جان اسمیت روزنامهنگار جوانی است که دوران ماموریتش را در خاورمیانه میگذراند. یک روز صبح متوجه میشود که چند غده روی گردنش درآمده است. برای درمان به لندن بازمیگردد و این آغاز تغییر مسیر روزمره زندگی اوست. پزشکان بیماری مهلک و نادری به نام هاجکین را تشخیص میدهند؛ تشخیصی که به خواست مادر جان از او پنهان نگه داشته میشود. این اتفاق بهناگهان تمامی اعضای خانواده اشرافی اسمیت و دوستان و همکاران جان را دچار اضطراب میکند. همه تلاش میکنند با مخفی نگهداشتن این راز، روزهای خوشی را برای پایان عمر او رقم بزنند. اگرچه کییر، استاد فیزیک دانشگاه لندن و دوست دیرینه جان، مخالف این پنهانکاری است اما مخالفتهای او راه به جایی نمیبرد و اطرافیان با لطایفالحیلی اسمیت را مجاب به ماندن در لندن میکنند …
اندیشهمداری روایی در کتاب باعث خلق اتفاقی خاص در خلال روایت داستان میشود؛ ورود فلسفه به زندگی روزمره! بر این روال مخاطب میتواند ساعتها بحث درباره مسائل بنیادین و اساسی جهان و زندگی را نه در بین سطور ملالآور کتابی فلسفی، که در گفتوگوی میان مردی بیمار با همسر، دوست و حتی پزشکش بخواند ... (برگرفته از معرفی کتاب در مجله جهانکتاب، شماره 359-360، فروردین و اردیبهشت 1398)