درباره كتاب 'داستانی زمستانی (فصول گوناگون - 4): شیوهی تنفس':
ترجمه یکی از داستانهای چهارگانه که در نسخه اصلی کتاب "فصول گوناگون" در یک مجلد منتشر شده است. کتاب در سال 1983 نامزد بهترین مجموعه داستانِ جایزهی World Fantasy Awards بوده است.
در این داستان دیوید، وکیل میانسالی اهل منهتن روایت میکند که چطور به عضویت باشگاهی درمیآید که اعضای آن علاوه بر کتاب خواندن و گفتوگو و شطرنج و بیلیارد بازی کردن، علاقه دارند برای هم قصه بگویند ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز میشود:
"در آن شب سرد برفی و بادخیز اندکی بیش از حد معمول سریعتر لباس پوشیدم - خودم میپذیرم. شب بیست و سوم دسامبر سال هزار و نهصد و هفتاد و ...؛ شک دارم که دیگر اعضای باشگاه همچون من عمل کرده باشند. در شبهای طوفانی نیویورک تاکسی بهگونهای وحشتناک به دشواری پیدا میشود، بنابراین تاکسی تلفنیای خبر کردم. برای ساعت هشت شب از پنج و سی دقیقه تاکسی رزرو کردم - همسرم یکی از ابروانش را بالا برد، اما حتی کلمهای نیز بر زبان نراند. از ساعت یکربع به هشت زیر سایهبان مجتمع مسکونیمان واقع در خیابان پنجاه و هشت شرقی ایستاده بودم، من و آلن از سال هزار و نهصد و چهل و شش در این آپارتمان اقامت گزیده بودیم. با تاخیر پنج دقیقهای تاکسی، بیصبرانه بهطرف بالا و پایین قدم میزدم ..."