درباره كتاب 'فلسفه تنهایی':
کتاب برپایه تازهترین تحقیقات در فلسفه، روانشناسی و علوم اجتماعی انواع تنهایی را مورد بررسی قرار میدهد و ویژگیهای روانشناسانه و اجتماعی را که موجب بروز این احساس در افراد میشود، شناسایی میکند. نویسنده به نقش دوستی و عشق در این زمینه توجه میکند و تاثیر تنهایی را بر کیفیت زندگی و سلامت فیزیکی و ذهنی ابنای بشر مورد توجه قرار میدهد. او در یک موضعگیری جسارتآمیز نتیجهگیری میکند که مشکل انسان در جامعه مدرن این نیست که به شدت تنهاست بلکه برعکس مشکل او این است که کمتر فرصت میکند تا با خودش خلوت کند!
پیشگفتار کتاب با این جملات آغاز میشود:
"تقریبا هر آنچه گمان میبردم درباره تنهایی میدانم خلاف از آب درآمد. گمان میبردم مردها تنهاتر از زنها هستند، گمان میبردم آدمهایی که احساس تنهایی میکنند منزویتر از بقیه آدمها هستند. فکر میکردم افزایش چشمگیر آنهایی که در خانههای مجردی زندگی میکنند قطعا تاثیر چشمگیری بر شمار آدمهایی که احساس تنهایی میکنند دارد. فکر میکردم رسانههای اجتماعی چون جایگزین معاشرتهای عادی شدهاند آدمها را تنهاتر کردهاند. و البته فکر میکردم احساس تنهایی را، با آنکه پدیدهای ذهنی است، در بستر محیط اجتماعی بهتر میتوان درک کرد تا با پرداختن به خصلتهای فردی. گمان میبردم بالاترین درجات احساس تنهایی را در کشورهای اسکاندیناوی میتوان جست و یافت و کلا شمار آدمهایی که احساس تنهایی میکنند رو به افزایش دارد. علاوه بر این، فکر میکردم این افزایش ربط مستقیمی به فردگرایی مدرن متاخر دارد و در جوامع فردگرا نرخ تنهایی بالاتر از جوامع جمعگرا است ..."