ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
شناسنامه محصول
تن تنهایی
نویسنده:
سحر سخایی
ناشر:
چشمه
سال نشر:
1402
(چاپ
4
)
قیمت:
140000
تومان
تعداد صفحات:
159
صفحه
شابك:
978-600-7405-22-2
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 2 نفر
امتیاز كتاب:
(1 امتیاز با رای 1 نفر)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'تن تنهایی':
کتاب روایتِ چند شخصیت جوان و پرشور است در روزگار ما. دختری نوازنده، پسری آهنگساز و پدران و مادرانی از نسلی دیگر. در رمان روایتهایی از میل این شخصیتها را میتوان برای ساختن جهان خود دید. در دانشگاه و فضای خانواده و برخوردشان با انبوه تناقضهایی که باعث میشود مسیرشان به کل عوض شود. انگار این آدمها که قرار بوده کنار هم قرار بگیرند بهناچار از کنار هم رد میشوند ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز میشود:
"ناگهان پی میبریم رابطهمان با حقیقت واقعی نیست. در حبابی زندانی شدهایم. ناگهان درمییابیم زمان ما با زمانهمان یکی نیست. آنها از جنمی دیگرند و ما حاصل اتفاقهایی که اولیاش تولدمان بوده. اینکه برای آمدن یک کودک ریسه بکشند خانه و حیاط را، یا بیآن که منتظرش باشند آمدنش رنجی به رنجهای دیگر اضافه کند، فرق دارد. در حباب زندگی میکنیم، میچرخیم و نفس میکشیم، بیحافظهای ماهیگونه، که هر دور تازه که میزنیم گمان میکنیم جهان تازهای آغاز شده است.
بیشتر بدنمان آب است. در سیارهای جلوس کردهایم که بیشترش آب است و زمانی همهاش آب بوده. روانایم؛ قرار نیست آرام بگیریم. قرار است بنوشیم، نوشیده شویم و شبیه هر بیقراری دیگری، نیستیمان از روز نخست همراهمان باشد. آن دلگیری و بیقراری وقت تولدِ یک کودک از همینجاست، تا با هر تولد، مرگی هم به دنیا اضافه شود؛ تا باقیِ عمر، ما باشیم و ترس نوبتی که تا بیاید عمرها رفته و اشکها ریخته ..."
نظر كسانی كه كتاب را خواندهاند:
نرگس بهبودي:
به آخرش كه رسيدم گفتم كاش وقتم رو تلف نكرده بودم براي تموم كردنش