ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
شناسنامه محصول
آبنبات پستهای
نویسنده:
مهرداد صدقی
ناشر:
سوره مهر
سال نشر:
1402
(چاپ
33
)
قیمت:
390000
تومان
تعداد صفحات:
351
صفحه
شابك:
978-600-5225-78-5
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 3 نفر
امتیاز كتاب:
(تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'آبنبات پستهای':
داستان با این جملات آغاز میشود:
"مامان با تعجب به من نگاه کرد. منتظر بود گوشی را از من بگیرد؛ اما خانمی که پشت خط بود، چنان مرا به حرف گرفته بود که نمیگذاشت گوشی را به کسی بدهم. فکر میکرد هنوز بچهام و نمیفهمم که میخواهد از زیر زبانم راجع به خانوادهمان حرف بکشد.
- بله ... هنوز گوشی دستمه ...! نه ماشینپاشین نداریم ... . نه، متراژ خانهمان که نمدانم؛ ولی خیلی بزرگه ... . گفتم که اسمم محسنه ...! بله...؟ نه، سوم راهنماییام... . هنوز که برام زوده، ایشالا سیسالگی؛ شایدم هیچوقت...! بله مدانم شوخی کردین! منم شوخی کردم... . اتفاقا منم شوخی کردم که شوخی کردم ...! چشم، خیلی ببخشین. الان صداش مکنم.
گوشی را نگه داشتم و برای اینکه خانم پشت خط نفهمد مامان از صبح کنارم بوده است، الکی با صدای بلندی داد زدم: "مامان بیا تلفن!" اما مامان فورا گوشی را از دستم گرفت و شروع کرد به حرفزدن. فکر میکردم آن خانم محترم که سر زمان دامادشدن با من شوخی کرده بود، از آشناهایی است که من او را نشناختهام؛ اما او مرا میشناسد و قصد دارد سربهسرم بگذارد، ولی او ظاهرا برای خود مامان هم غریبه بود ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!