ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
بخريد و بخوانيد ...
خانهی لهستانیها
نویسنده:
مرجان شیرمحمدی
ناشر:
چشمه
سال نشر:
1402
(چاپ
18
)
قیمت:
260000
تومان
تعداد صفحات:
209
صفحه
شابك:
978-600-229-742-6
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 4 نفر
امتیاز كتاب:
(تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'خانهی لهستانیها':
داستان در دهه 1350 شمسی و در خانهای در یکی از محلات جنوب شهر تهران میگذرد. راوی داستان پسری نوجوان است که به همراه خانوادهاش، یکی از چند خانوادهی ساکن در این خانه هستند ... (با وجود انواع و اقسام مطالب رنگووارنگ درباره کتاب بر روی شبکه اینترنت، دو سه خط خلاصه داستان که خواننده را راهنمایی کند قرار است چی بخواند تا این لحظه بازیابی نشد! انشاالله اگر جیرهکتاب فرصت کند و کتاب را بخواند، خلاصه داستان درست و درمان جایگزین خواهد شد)
داستان با این جملات آغاز میشود:
"همهی مستاجرهای خانهای که ما توش زندگی میکردیم مثل ما ندار بودند، ولی دستکم بیشترشان یک مرد داشتند. توی آن خانه، مادر من بود که شوهر نداشت و خالهپری. مادام و نصیبهخانم و بانو هم که پیر بودند. بقیهی زنها شوهر داشتند، یعنی بهجتخانم، ثروتخانم که برعکس اسمش فقیر بود و مریمخانم، مادر مسعود و محمد که ما بهش میگفتیم ممل و عزتخانم که برعکس اسمش عزتی نداشت و مدام از شوهرش کتک میخورد و همدمخانم. همدمخانم هم از شوهرش کتک میخورد. قاسمآقا شوهر همدمخانم توی یک سلمانی کار میکرد و بعضی جمعهها اگر هوا خوب بود، توی حیاط، موهای مردهای خانه و ما بچهها را کوتاه میکرد. مرد بدی نبود، ولی دست بزن داشت. قاسمآقا پدر فریدون بود. فریدون بهترین رفیقم بود و بیخدیواریاش حرف نداشت. ما دور از چشم مادرم بیخدیواری بازی میکردیم. مادرم از بیخدیواری بدش میآمد و میگفت بازی لاتهاست ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!