بخريد و بخوانيد ...
دعوت به ماوراء

دعوت به ماوراء

نویسنده: تورج زاهدی 
ناشر: کتاب نیستان
سال نشر: 1388 (چاپ 1)
قیمت: 12500 تومان
تعداد صفحات: 696 صفحه
شابك: 978-964-337-516-4
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 3 نفر
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (3 امتیاز با رای 1 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'دعوت به ماوراء':

علی اکفیانی، همسر و دخترش نمونه‌ای از یک خانواده تیپیک ایران در همین امروز است. در تهران بعد از انقلاب. این دختر 12 ساله خانواده است که قبل از هرکس متوجه یک "حضور" می‌شود. آنها احساس می‌کنند که تنها نیستند، و موجودات دیگری هم همراهشان در خانه زندگی می‌کنند. دخترک، گاه حتی به طور گذرا افرادی را می‌بیند. اولین برداشت، این است که دخترک مشکل روانی دارد، و باید برای سلامت روحی‌اش کاری کرد. اما بعدتر، حتی پدر هم متوجه این "حضور" می‌شود و او نیز موجوداتی را می‌بیند. سنتی‌ترین فکری که به ذهنشان خطور می‌کند، این است که موکل‌ها و موجودات غیرارگانیک در منزل‌شان تجسم یافته‌اند. ولی موضوع، بسیار فراتر از این برداشت‌هاست. علی اکفیانی به عنوان پدر خانواده، خود را ملزم می‌بیند که چاره‌ای بیندیشد. او به جمعی که اهل سلوک بوده و پیرو حکمت معنوی اسلام هستند، پناه برده و یاری می‌طلبد. به کمک آنهاست که پی می‌برد حقیقت چیست، و آنها چگونه در محاصره قرار گرفته‌اند و به ماوراءطبیعه دعوت شده‌اند ... (برگرفته از توضیحات موجود در وب سایت ناشر)
نویسنده در مصاحبه‌ای درباره این داستان خود گفته: داستان "دعوت به ماوراء" با وجود اینکه در تهران و ایران امروز می‌گذرد در واقع نمادی است برای ذکر این نکته که اگر امروز بخواهیم به شیوه متنی مثل تذکرةالاولیاء به جهان پیرامون خودمان نگاه کنیم این موضوع به چه شیو‌ه‌ای امکان‌پذیر خواهد بود و از این زاویه این تصویر چگونه به خود رنگ و شکل حقیقی خواهد گرفت.
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"روزنامه‌ی "صبح تهران" از دوم خرداد 1376 تاکنون دوام آورده و بی‌هیچ وقفه‌ای انتشار یافته بود. البته چندین‌بار اخطار گرفت و دو بار هم در پی شکایت دو شاکی خصوصی، به دادگاه مطبوعات فراخوانده شد؛ اما هیئت منصفه آن را بی‌گناه شناخت، و قاضی هم بی‌درنگ حکم تبرئه را صادر کرد. هرچند که در دادگاه دوم، صبح تهران، فقط "اندکی" گناهکار شناخته شد اما امتیاز جادویی "مستحق تخفیف بودن" که از جانب هیئت منصفه‌ی عزیز و دوست‌داشتنی عنایت شد، جناب قاضی بسیار عزیزتر و دوست‌داشتنی‌تر را قانع کرد که سر و ته قضیه را با چهار میلیون جریمه، هم آورد!
چهار میلیون البته رقم بالایی بود که هر کس توانایی پرداخت آن را نداشت. ولی صبح تهران، به آسانی از عهده‌ی پرداخت این رقم برآمد. زیرا "واحد"ی که جناب قاضی در نظر گرفته بود، همان واحد پول کشور، یعنی "ریال" بود، که لطمه‌ی چندانی در پی نداشت؛ و صبح تهران به آسانی از عهده‌ی پرداخت چهارصد هزار تومان برآمد؛ و از منگنه‌ای که رقبا، و در واقع معاندین، برایش فراهم کرده بودند رهایی یافت ..."

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 فاطمه عارف‌نژاد:  کتاب خوبی بود ... اما چی باعث میشه یه کتاب خوب دو ستاره از دست بده؟ کمی پیچیده است. یکی از امتیازات کتاب موضوع جذاب و جدیدش است و مهم‌تر از اون از دریچه‌ی خوبی هم به موضوع نگاه کرده. اما متاسفانه این ایده‌های خوب با نگارش خوبی همراه نشده. کتاب هفتصد صفحه و در نتیجه رمانی‌ست پرحجم. من اصولا از کتاب‌های پربرگ برعكس خيلي‌ها هراسي ندارم! اما در عوض انتظار دارم نويسنده به اندازه حجم كتاب حرف براي زدن داشته باشه. در دعوت به ماورا احساس مي‌كردم نويسنده بيش از ظرفيت داستان صحبت كرده، به عبارت ديگه كتاب بي‌جهت هفتصد صفحه شده و وقتي به آخرين صفحه مي‌رسيد مي‌فهميد كه مي‌شد خيلي خلاصه‌تر حرف زد. مشكل ديگر آنجاست كه با اين همه نوشتن، ابهاماتي در پايان داستان همچنان باقي‌ست و حلقه‌هاي زنجير وقايع درست و حسابي به هم متصل نشدن. گمان كنم كارهاي بعدي نويسنده مي‌تواند خيلي موفق‌تر از آب دربياد.