بخريد و بخوانيد ...
گود

گود

نویسنده: مهدی افشارنیک 
ناشر: چشمه
سال نشر: 1403 (چاپ 7)
قیمت: 480000 تومان
تعداد صفحات: 452 صفحه
شابك: 978-600-4057-32-9
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'گود':

گود روایت نفس‌گیر روزگار چند نسل است ... داستان دختران چریک، پسران مدافع خرمشهر، مردانی که روح بازار سنتی تهران بودند یا زنانی که تیمسارهای آن‌چنانی را نوک انگشت‌شان می‌چرخاندند ... نویسنده در نخستین رمان خود سراغ شکاف‌هایی رفته که از سال‌های قبل کودتای سال 32 آغاز شد و ادامه پیدا کرد تا همین سال‌های نزدیک. باعث تولد فدایی، چریک، انقلابی، مذهبی و کارگران و بازاریان شد. روح تهران سنتی را از آن خود کرد و بعد از انقلاب هم جای این آدم‌ها را جور دیگری رقم زد. رمان با ریتمی سریع و وقایعی تکان‌دهنده پیش می‌رود. در هر فصل ماجرایی انتظار خواننده را می‌کشد و نگرانی مداوم ریخته شدن سقف بازار قدیمی تهران که در کل رمان تکرار می‌شود. آیا سقف فرو می‌ریزد؟ آیا مادران و پسران رو در روی هم خواهند ایستاد؟ آیا ردپای تاریخ در خیابان‌ها پاک می‌شود؟ رمان گود تجربه‌ی جدیدی از احضار تاریخ سیاسی است. با حضور انبوه شخصیت‌هایی که خواسته یا ناخواسته در میانه‌ی این تاریخ نقش‌شان را ایفا می‌کنند. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"اون روز آفتاب داغ بود و نور از سر گنبدهای تاق بازارچه خودش رو به کف زمین رسونده بود. حفره‌ی سر گنبدها رو یه مدتی بود بسته بودن و حیوون جمع شده بود. کفترها توی دهنه‌ی حفره‌ها لونه کرده بودن و هرازگاهی فضله‌شون می‌ریخت روی سر یکی که حواسش نبود از زیر حفره رد نشه. بدتر از فضله، خون کفتر بود. گربه‌های بازارچه از روی تاق می‌رفتن به لونه‌ی کفترها چنگ می‌زدن و جوجه یا کفتری رو خفه می‌کردن. حاصل این شبیخون، قطره‌ای خوی یا پری خونی بود که می‌چکید یا می‌افتاد روی سر مردم. ولی ان‌قدر همه گفتن بازارچه خفه و تاریک شده که حاج ذوالفقار به کارگرهاش گفت "ببرین سر حفره‌ها رو باز کنین، بی‌نور و آفتاب کسب‌مون می‌خوابه."
میونه‌ی بازارچه اون‌ورتر از کوچه‌ی صدتومنی پشت ماست‌بندی خدامی نرسیده به پیچ حموم قبله، عباس مروارید داخل حجره‌ش به بار پنیر ترکمن‌چای نگاه می‌کرد و نمکش رو می‌چشید ..."

تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!