درباره كتاب 'فرانکلین و هدیهی سال نو':
عید کریسمس نزدیک است. آقای جغذ از بچههای مدرسه خواسته تا برای بچههای بیسرپرست هدیهای بیاورند تا از طرف مدرسه هدیه همه بچهها را به دست آنها برسانند. فرانکلین بعد از بررسی همهی اسباببازیهایش متوجه میشود که دلش میخواهد همه آنها را نگه دارد و تنها حاضر است یک کامیون شکسته را به دیگران بدهد. اما وقتی از پدرش میخواهد که در تعمیر کامیون اسباببازی به او کمک کند، پدر به او میگوید که کامیون دیگر درست نمیشود و فرانکلین باید درباره چیزی که میخواهد هدیه بدهد بیشتر فکر کند.
فکر هدیه کریسمس برای بچههای بیسرپرست چند روز فرانکلین را به خودش مشغول میکند اما او بالاخره متوجه میشود که باید چیزی را هدیه بدهد که از همه بیشتر آن را دوست دارد ...