درباره كتاب 'پرندگان زرد':
"جنگ میخواست ما را در بهار بکشد ..." این جملهی آغازین رمان است: شروعی قدرتمند برای روایت مرگ و دوستی. "پرندگان زرد"، روایت زندگی سرباز جان بارتر بیست و یک ساله و دنیل مورفی هجده ساله است که همانگونه که جوخهشان درگیر نبردی خونین در شهر الطفار است، به زندگی ادامه میدهند. "پرندگان زرد" با توجه به تصاویر زنده و تمثیلات متافیزیکی دربارهی معصومیت از دست رفته و کارکرد حافظه، از یکسو به نقل از نیویورک تایمز در کنار شاهکار تیم ابراین - "چیزهایی که به دوش میکشیدند" - در مورد جنگ ویتنام قرار میگیرد، و از سوی دیگر به روایت گاردین، در کنار رمانهای "در جبههی غرب خبری نیست" نوشتهی اریش ماریا رمارک و "نشان سرخ دلیری" از استیون کرین قدرتنمایی میکند. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز میشود:
"جنگ میخواست در بهار ما را بکشد. وقتی علفها، دشتهای نینوا را سبز کرد و هوا گرم شد، ما بر فراز تپههای کمشیب آنسوی شهرها و شهرکها گشت میزدیم. بالای تپهها و میان علفزارهای بلندی که باد آنها را در گذرگاهها خوابانده بود، مثل پیش قراولان با اطمینان حرکت میکردیم. وقتی خواب بودیم، جنگ، هزاران دندهی خود را به دعا بر زمین میسایید. خسته و کوفته پیش میرفتیم و، چشمهاش در تاریکی باز بود و سفید. وقتی چیزی میخوردیم، جنگ روزه میگرفت و محرومیتهاش سیرش میکرد؛ عشقبازی میکرد، و با آتش و بمباران مدام میزایید و تکثیر میشد ..."