ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
بخريد و بخوانيد ...
مدرک
(The Proof)
نویسنده:
آگوتا کریستوف
(Agota Kristof)
ترجمه:
اصغر نوری
ناشر:
مروارید
سال نشر:
1403
(چاپ
16
)
قیمت:
195000
تومان
تعداد صفحات:
193
صفحه
شابك:
978-964-191-226-2
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 1 نفر
امتیاز كتاب:
(تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'مدرک':
این کتاب، دومین کتاب از سهگانهی نویسنده با عنوان کلی "سهگانهی دوقلوها"، محسوب میشود. کتاب اول این سهگانه به نام "دفتر بزرگ" به وقایع کودکی دو برادر نوجوان که برای نگهداری به مادربزرگشان سپرده میشوند، میپردازد.
در "مدرک" یکی از برادرها، لوکاس، در منزل مادربزرگش به همراه اسکلتهای مادر و خواهر کوچکترش زندگی میکند. برادر او کلاوس از کشور فرار کرده و پدرش نیز قبلا کشته شده. زندگی لوکاس وقتی تغییر میکند که زنی به همراه فرزند معلولش به خانه او پناه میآورد. اما پس از وقایعی زن ناپدید میشود و
داستان با این جملات آغاز میشود:
"لوکاس برمیگردد به خانهی مادربزرگ و کنار نردهی باغ، در سایهی بوتهها دراز میکشد. منتظر میماند. یک ماشین نظامی جلوی ساختمان نگهبانهای مرزی توقف میکند. نظامیها پیاده میشوند و جسدی پیچیده در یک پارچهی برزنتی را زمین میگذارند. یک گروهبان از ساختمان بیرون میآید، اشارهای میکند و سربازها از جسد دور میشوند. گروهبان سوتی میکشد و میگوید:
- آنقدر آشولاش شده که نمیشود هویتش را تشخیص داد! آدم باید خیلی اسکل باشد که بخواهد تو روز روشن از همچین مرز گهی بگذرد!
یک سرباز میگوید:
- مردم باید بدانند که گذشتن از این مرز غیرممکن است.
ُسرباز دیگری میگوید:
- مردم اینجا این را میدانند. کسانی که از جای دیگری میآیند، شانسشان را امتحان میکنند.
گروهبان میگوید:
- خب برویم آن هالویی را که آنجاست ببینیم. شاید یک چیزی بداند.
لوکاس میرود توی خانه. مینشیند روی نیمکت کنج آشپزخانه. تکهای نان میبرد، یک بطری شراب و کمی پنیر بز میگذارد روی میز. در میزنند. گروهبان و یک سرباز وارد میشوند ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!