بخريد و بخوانيد ...
تابستان بدون مرد
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

تابستان بدون مرد

(The Summer Without Men)
نویسنده: سیری هستوت (Siri Hustvedt)
ترجمه: مریم رفیعی
ناشر: ایران‌بان
سال نشر: 1392 (چاپ 1)
قیمت: 7000 تومان
تعداد صفحات: 200 صفحه
شابك: 978-600-188-063-6
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 6 نفر
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (2 امتیاز با رای 2 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'تابستان بدون مرد':

همسر میا پس از سی سال زندگی مشترک به خاطر زن دیگری او را رها می‌کند. تصمیمی یک‌طرفه که سنگینی آن میا را راهی تیمارستان می‌کند.
میا پس از ترخیص به شهر دوران کودکی‌اش بازمی‌گردد و به تدریج درگیر زندگی مادرش و "پنج قو"، همسایه جوان و دو فرزندش و دختران نوجوانی که در کارگاه شعر او شرکت کرده‌اند، می‌شود و این درگیری به او کمک می‌کند دوباره روی پاهایش بایستد و به زندگی عادی برگردد. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"مدتی بعد از اینکه کلمه‌ی وقفه را بر زبان آورد دیوانه شدم و از بیمارستان سردرآوردم. نگفت "دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام ببینمت." یا "همه چی تمومه."، ولی پس از سی سال زندگی مشترک همین وقفه کافی بود تا من را به یک دیوانه‌ی زنجیری تبدیل کند که افکارش مانند دانه‌های ذرت در مایکروفر، به این طرف و آن طرف می‌پریدند، در هم و برهم شده بودند و انسجامی نداشتند. این فکر غم‌انگیز در حالی از ذهنم گذشت که روی تختم در بخش جنوبی دراز کشیده بودم و هالدول آنقدر بدنم را سنگین کرده بود که دوست نداشتم از جایم تکان بخورم. صداهای موزون عذاب‌دهنده آهسته‌تر شده، ولی هنوز خاموش نشده بودند و وقتی چشم‌هایم را می‌بستم شخصیت‌های کارتونی را می‌دیدم که در دشت‌های صورتی می‌دویدند و در جنگل‌های آبی ناپدید می‌شدند. در نهایت دکتر پ. تشخیص داد که به اختلال روان‌پریشانه‌ی گذرا یا همان روان‌پریشی واکنشی گذرا مبتلا شده‌ام ..."

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 ماندانا روياني:  پیشنهاد میکنم قبل از خواندن این کتاب چند واحد درسی شناخت ادبیات معاصر آمریکا را حتما بگذرانید. به نظر من مترجم باید در زمان انتخاب کتاب به این موارد هم توجه کند.

 گلناز گرايلي:  خیلی جالب نبود. مبارزه قهرمان داستان برای برخاستن از خیانتی که در زندگی زناشویی دیده بود. خیلی از این شاخه یه اون شاخه می‌پرید. یک داستان سردرگم. خوشم نیومد. اسم کتاب خیلی خیلی جذابتر از داستانش بود.