ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
بخريد و بخوانيد ...
بن در جهان
(Ben, In the World)
نویسنده:
دوریس لسینگ
(Doris Lessing)
ترجمه:
مهدی غبرائی
ناشر:
ثالث
سال نشر:
1399
(چاپ
2
)
قیمت:
150000
تومان
تعداد صفحات:
184
صفحه
شابك:
978-964-380-808-2
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 10 نفر
امتیاز كتاب:
(3 امتیاز با رای 1 نفر)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'بن در جهان':
داستان کتاب ادامهی ماجرای قهرمان کتاب "فرزند پنجم" است. "بن" به دلیل ظاهر عجیبش از خانه فرار کرده است، زیرا خانوادهاش به دلیل او تحقیر میشوند. در این داستان بن هجده ساله است. او با ظاهری وحشی به مردی سی ساله میماند. جامعه از او میترسد و بن درمانده، تنها و ناامید است. او با آدمهای مختلفی روبرو میشود و آنها همگی از او سوء استفاده میکنند. در این میان، تنها سه زن به او مهربانی میکنند. ولی این مهربانیها نمیتواند تاثیری بر روی سرنوشت محتوم او بگذارد.
داستان با این جملات آغاز میشود:
" "چند سالته؟"
"هیجده."
بن جواب را فوری نداد، چون میترسید آنچه خوب از آن خبر داشت اتفاق بیفتد، یعنی مرد جوان پشت شیشه محافظ که خودکار به دست داشت و فرم مربوطه را پر میکرد، سر بردارد و با حالتی که برای بن آشنا بود براندازش کند. کارمند جوان جلوی لبخند بیصبرانه خود را نگرفت، اما حالت تمسخر نداشت. بن مرد قد کوتاه، چارشانه و حداقل درشتاستخوانی به نظر میرسید - کتی پوشیده بود که به تنش زار میزد - و دست کم چهل ساله نشان میداد. آن هم با آن صورت! صورت پهنی بود با خطوط مشخص نیرومند، دهانی که به پوزخندی گشاد بود - چه چیز را این همه مضحک میدید؟ - دماغی پخ با پرههای رو به بالا، چشمهایی سبزفام، مژههایی حنایی زیر ابروهای سیخ سیخ حنایی. ریش کوتاه نوکتیز مرتبی داشت که به صورتش نمیآمد. موهای سرش زرد بود و انگار مثل پوزخندش برای یکه خوردن و عصبانی کردن مردم آن آرایش را داشت، چون دراز بود و با شیبی به طرفین سر میریخت ..."
اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را
اینجا
بیابید.
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!