ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
بخريد و بخوانيد ...
اشکانه
نویسنده:
ابراهیم حسنبیگی
ناشر:
قدیانی
سال نشر:
1396
(چاپ
9
)
قیمت:
18000
تومان
تعداد صفحات:
263
صفحه
شابك:
978-964-417-264-9
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 4 نفر
امتیاز كتاب:
(3 امتیاز با رای 1 نفر)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'اشکانه':
سیدحسین، جانباز 70 درصدی است که قبل از جانباز شدنش عاشق دختری میشود و پس از مجروحیتش همان دختر، اشکانه، از او خواستگاری میکند. داستان شرحی از مشکلات فراوان زندگی این زوج است که باید با فقر، جانبازی و بیماری ناشناخته سید حسین، توامان دست و پنجه نرم کنند. (برگرفته از وب سایت کتاب نیوز)
داستان با این جملات آغاز میشود:
"جایی نشست که قرار بود محل اصابت خمپاره باشد. گروهبان عراقی، گرای هدف را در دست داشت و یکی از انگشتهایش تا نیمه در حفره بینیاش بود. سیدحسین روی خاکریز نشسته بود و روحش از خمپارهای که قرار بود به زودی شلیک شود، خبر نداشت. گروهبان عراقی هم فکر نمیکرد کسی آن دورها روی خاکریز نشسته باشد و به کسی فکر کند که دوستش دارد؛ به اشکانه. خودش به کسی فکر میکرد که در آخرین مرخصیاش توی شارع انوار بغداد تور زده بود. یک دختر مو مشکلی و سفیدروی که دکمههای مانتوی عربیاش تا بالای ناف باز بود. گروهبان عرافی همان شب، شام را با او در رستوران یک هتل چهار ستاره خورد و آخرین دینارهای حق ماموریت جنگیاش را خرج کرد. اما اشکانه به سیدحسین نزدیکتر از گلوله خمپارهای بود که باید تا چند دقیقه دیگر شلیک میشد ..."
اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را میتوانید
اینجا
و
اینجا
بیابید.
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!