ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
بخريد و بخوانيد ...
سرنوشت بچه شمرون
نویسنده:
محمود گلابدرهای
ناشر:
خجسته
سال نشر:
1386
(چاپ
1
)
قیمت:
45000
تومان
تعداد صفحات:
205
صفحه
شابك:
964-6233-67-8
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 1 نفر
امتیاز كتاب:
(2 امتیاز با رای 1 نفر)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
داستان با این جملات آغاز میشود:
"مهربان، سر افتاده پایین، سرِ سه راه سنگِ سه مثقال، از سیروس خداحافظی کرد و سرازیر شد. همکلاسیهایش میگفتند و میخندیدند و میرفتند. مهربان تا سر گلابدره سرش را بلند هم نکرد. سر پیچ کوچه گَل لجن، اسفندیاری، همکوچهاش را دید و به او گفت، شب میای؟
- چه خبره؟
- هیئت حلوا میده، بعد از حلوا هم هیئت میخواد بره حصار فرج.
- باید برم در دکون.
- خب برو بعد بیا.
- یه عالمه مشق دارم، رونویسی، پاکنویس حساب و هندسه، نقاشی، تازهخ کاردستیمم مونده. اگه حاج کلب حسین پرسید بگو مشق داشت، بگو کار داشت، بگو باید میرفت نون میگرفت و آب از قنات میآورد. بگو، یه چیزی بگو دیگه مهربان.
- مگه من کار ندارم؟
- داری، از منم بیشتر داری، راستی تو چطوری به کارات میرسی؟ الان که مدرسه تموم شده میری پیش بابات، تا غروب اونجا هستی. غروب که میای تو بازارچه و با بچهها بازی میکنی، یا میری مسجد و هیئت و تا آخر شب اونجایی. تو مدرسه هم که شاگرد اولی و همهاش پِری میگیری. پس کی کاراتو میکنی؟ نکته ننهت یا بابات مشقاتو مینویسن واسهت ..."
اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را میتوانید
اینجا
بیابید.
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!