درباره كتاب 'تمشک بزرگ را بالا بیار (مجموعه مدرسه متروکه - کتاب 1)':
برنی بریدج رئیس بچههای مدرسه است!
او آشپز را متقاعد کرد که در رستوران میلکی وی از سبزیجات استفاده کند.
مربی ورزش را راضی کرد که بچهها در کلاس ورزش از کفشهای ورزشی پاشنهدار استفاده کنند.
برنی همیشه نقشهای در سر دارد.
اما چهطور شرمان آکس، همکلاسی پولدار و لوسش را وادار کرد ساعتش را به او بدهد؟ ساعتی که زمان را نشان میدهد، فیل پخش میکند و ذرت بوداده درست میکند؟ (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز میشود:
"زنگ ساعت بیدارم کرد. چشمهای درشت قهوهایام را باز کردم و لبخند زدم. چال روی گونههایم را ببین. همیشه با لبخند از خواب بیدار میشوم.
هی، من برنی بریدج هستم. چرا نباید بخندم؟
نمیدانستم امروز آغاز ماجراهای عجیب و غریبی است. نمیدانستم به محض آنکه پایم را از در بیرون بگذارم، با چه اتفاقاتی مواجه میشوم.
نمیدانستم به زودی بزرگترین مسابقهی کیکخوری تاریخ مدرسه یا شاید هم دنیا اتفاق خواهد افتاد!
از کجا میدانستم؟ هنوز خوابآلود بودم.
سرم را بلند کردم. در اتاقم، صدای بچههای دیگر را که با عجله به طرف سالن غذاخوری میرفتند تا صبحانه بخورند، میشنیدم.
هی، من هم باید عجله کنم؟ نه، بههیچ وجه. سرم را روی بالش پرم گذاشتم و بار دیگر لبخند زدم ..."