درباره كتاب 'نیمکت داغ':
بازی. مسابقه. پیروزی. شکست. زنجیرهای تمامنشدنی. نیمکت داغ کالبدشکافی زندگی و رویکرد مربیان بزرگ تاریخ فوتبال است. مردانی مثل الکس فرگوسن و ژوزه مورینیو. مثل آرسن ونگر و مارچلو لیپی. مثل فابیو کاپلو و پپ گواردیولا. مثل حشمت مهاجرانی که برای نخستینبار ایران را راهی جام جهانی کرد. لابهلای جملههای حمیدرضا صدر برای ثبت تاریخ مربیگری فوتبال و تحولات تاکتیکی، مبارزهی گروهی درون میدان با چالشهای فردی گره میخورند. نشستن روی نیمکت به نبرد پیچیدهتری بدل میشود. با طراحی نقشههای نو. برای چنگ زدن به پیروزی. تقلا برای بیرون آمدن از ورطهی شکست. با گذر از معبر امروز. به سوی فردا. بازی بعد. مسابقهی بعدتر. با جان کندن برای کشف راز بقا. رمز زنده ماندن. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
مقدمه کتاب با این جملات آغاز میشود:
"احتمالا اولین چیزی که از تماشای فوتبال آموختیم، این بود که نتیجه بازی خوب همیشه مترادف با پیروزی نیست؛ این که بازی تماشایی همیشه خوشحالتان نمیکند؛ این که نتیجه بازی بد هم همیشه شکست نیست. اینکه بهترها همیشه برنده نمیشوند. این که پیروزی و قهرمانی معیار روشنی برای جمعبندی ناکامی و توفیق و تبیین سقوط و پرواز است، ولی پرسشهای پرشماری هم ما را نشانه رفته. پی رمز و راز نهفته در جابهجاییهایی به ظاهر ساده رفتیم، عقبوجلو رفتنها. افزایش و کاهش تعداد بازیکنان در یک خط یا یک منطقه. در جلو و عقب میدان.
بنابراین نگاهمان را از چمن سبز به نیمکت مربیان برمیگردانیم. از بازیکنان و ستارههای محبوبمان به سوی مردانی که همیشه هم سرشناس نبودهاند. همیشه هم محبوب نبودهاند. روی نیمکت پشت دروازه مینشستند. کنار زمین. گاهی خاموش و آرام مثل علی داناییفرد، مربی تاج/استقلال و گاهی بسان آلن راجرز، مربی پرسپولیس، همیشه ایستاده و برابر دوربینها ..."