"تحریریه مجله داستان" در مقدمه کتاب آورده:
"ثبت تجریبات، فضا را برای همه ما روشنتر خواهد کرد، هم برای آنها که تجربه میکنند و هم برای آنها که بعدتر در فضای همان تجربه قرار میگیرند. اگر از دوران مدرسه عادتمان داده بودند که راحتتر بنویسیم و اتفاقات معمولی را - که دست بر قضا، روزگار بیشتر با همین معمولیها میگذرد - یادداشت کنیم، اگر دفتر خاطرات، کالایی دخترانه پر از احساسات، دیگرنگاری و رابطهنگاری نبود و سهم بیشتری از خودآگاهی و مستندنویسی در آن بود شاید این روزها همه ما زندگی کردن را بیشتر بلد بودیم. شاید خودآگاهی بیشتری داشتیم و بر پایه آن میتوانستیم ضعفهایمان را کامل کنیم.
ثبت تجربیات، در هر شاخهای همه ما را تندتر به جلو خواهد برد. لازم نیست از مسیرهای رفته دوباره برویم تا سرمان به همان سنگها بخورد، لازم نیست موهایمان را در همان آسیاب سفید کنیم. مستندنگاری میتواند ما را در همه رشتهها پیش بیندازد ولی کاری است که عادت و انس میخواهد. باید نوشتن جزئی از برنامهی روزانه شده باشد تا وقت ثبت تجربه راحت و روان به کمک بیاید. در ایران، ما در این زمینه تربیت نشدهایم و این عادت و انس با ما نیست. ولی هر کاری را بالاخره از یک جایی باید شروع کرد. همشهری داستان صفحه "یک شغل" را به همین دلیل آغاز کرد …"