کتاب حاوی سه داستان کوتاه از نویسندهی نامدار "ماشین زمان" است.
داستان "سرزمین نابینایان" با این جملات آغاز میشود:
"سیصد مایل یا کمی بیشتر از چیمبوراسو و یک صد مایل دورتر از کوههای برفی کوتوپاکسی، در دورافتادهترین قسمتهای سلسله جبال اکوادر، درهی اسرارآمیزی به نام سرزمین نابینایان قرار داشت که ارتباطش با دنیای خارج قطع شده بود. سالها قبل دره دور از دسترس همگان قرار داشت زیرا کسی که میخواست به آن جا برود میبایست از تنگههای وحشتناک و گذرگاهی یخی عبور میکرد تا به مراتع مسطح یکدستی میرسید. در واقع در آن طرف گروهی پرویی دورگه سکونت داشتند که از دست استبداد و حرص و طمع حاکمی اسپانیایی به آن جا گریخته بودند ..."