درباره كتاب 'در سایهی خشونت: سیاست، اقتصاد و مسائل توسعه':
در نیمه دوم قرن گذشته باوری میان نظریهپردازان و سیاستگذاران شکل گرفت مبنی بر آنکه مردمسالاری به عنوان یکی از ارزشمندترین دستاوردهای اجتماعی بشر معاصر میتواند چاره تمامی مشکلات عقبافتادهترین جوامع جهان باشد، اقتصادهای مبتنی بر رانت را اصلاح کند، خشونت را مهار سازد و توسعه و رفاه به ارمغان بیاورد. اما مروری بر تلاشها در جهت دموکراتیزاسیون حکایت از آن دارد که در اغلب موارد نتیجه امر به جای حصول به آزادی و ایجاد جوامع دسترسی باز، شکلگیری چرخههای تاسفباری از بیثباتی، عقبگرد، خشونت و حتی جنگهای داخلی بوده است. علت چیست؟ آیا دموکراسی راهحل مناسبی برای این کشورها نیست؟ یا مشکل آن است که در پیگیری آن از نکات ظریف و مهمی غفلت میشود؟ آیا جاگذاری عینی نهادهای جوامع غربی در دیگر کشورها امری ممکن و یا حتی مطلوب است؟ برای آنکه کشورهای مبتلا به استبداد سیاسی و دسترسی محدود، به سمت جوامعی باز گذار کنند و در عینحال دچار خشونت نشده و از مواهب آزادی در قالب رفاه و توسعه اقتصادی بیشتر بهرهمند گردند، چه شروطی باید برآورده شود و چه مسیری پیشپای آنان قرار دارد. داگلاس نورث و همکارانش در این کتاب تلاش میکنند به این پرسش بزرگ محافل علمی، سیاسی و اقتصادی پاسخ دهند. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
کتاب پس از ارائه یک چهارچوب نظری، در هشت فصل به بررسی نمونههای مربوط به بنگلادش، کنگو، زامبیا و موزامبیک، فیلیپین، هند، مکزیک، شیلی، و کره جنوبی را پرداخته است.