درباره كتاب 'بیمار خاموش':
زندگی آلیشیا برنسون زندگی بینقص و زیبایی به نظر میرسد. نقاش مشهوری است و با یک عکاس مد مشهور ازدواج کرده و در خانهای بزرگ در یکی از بهترین محلات لندن زندگی میکند. شبی، همسرش گابریل از عکاسی برمیگردد و آلیشیا پنج تیر به صورت او شلیک میکند. بعد از آن دیگر حتی یک کلمه حرف نمیزند. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز میشود:
"آلیشیا برنسون سیوسهساله بود که شوهرش را کشت.
هفت سال از ازدواجشان میگذشت. هر دو هنرمند بودند؛ آلیشیا نقاش بود و گابریل عکاس مشهور مد. گابریل سبک خاصی هم داشت و از زنانِ انگار گرسنگی کشیده و لاغر و کمابیش بیلباس از زاویههایی غریب عکس میگرفت که لزوم جذابیتهای ظاهریشان را به تصویر نمیکشید. قیمت عکسهای او پس از مرگش سر به فلک گذاشت. صادقانه بگویم به نظر من آثارش معمولی و سطحی بودند. بعضی از آثار خوب آلیشیا کیفیتی غریزی داشت که آثار گابریل فاقدشان بود. البته آنقدرها از هنر سر درنمیآورم که بگویم آیا کارهای آلیشیا برنسون با گذر زمان هم کیفیت و محبوبیتشان را حفظ خواهند کرد یا نه. استعدادش تا ابد تحتالشعاع ماجراهای انگشتنمای او قرار خواهد گرفت و به همین خاطر سخت است که آدم بیطرفانه و عینی نظر بدهد. شما هم ممکن است من را متهم کنید که دیدگاهم جانبدارانه است. من فقط نظرم را میگویم، فارغ از اینکه به درد میخورد یا نه ..."