ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
بخريد و بخوانيد ...
ساکنان برزخ
نویسنده:
مهدیه زرگر
ناشر:
کتابسرای تندیس
سال نشر:
1398
(چاپ
1
)
قیمت:
23000
تومان
تعداد صفحات:
152
صفحه
شابك:
978-600-182-595-8
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 1 نفر
امتیاز كتاب:
(تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'ساکنان برزخ':
داستان با این جملات آغاز میشود:
"نفسهای تندی از راهرو میگذرد. به صدای پاها گوش میدهم و ریتم تندش در سرم میپیچد. همان آهنگ قدیمی کردستان دولاچنگ و فکر میکنم مچ پاهایش کنار هم میآیند و میروند و باد میان دامنش میافتد.
صدای نفسهایش آمیخته به خلطهای زرد است که این گونه زجر و درد را تحمل میکند. فرقی نمیکند شب باشد یا روز وقت باشد یا نیمهوقت، هر جای این خانه و شهر که باشیم او را با سرفههای پیاپیاش میشناسم. نوای تیز و نگرانکننده در گوشهایم میچرخد. او را دولاشده گوشه و کنار خانه میبینم که از درد به خود میپیچد و حرف هیچکس را گوش نمیدهد. بریده بریده به کسی چیزی میگوید و دوباره پاشنهی پاهایش را که زِبر شده بر فرش نیمهکهنهی خانه میکوبد. باید همان روز نزدیک پل خودم را پایین میانداختم و همهچیز تمام میشد.
"دختر یازده سالهای در رودخانه جان سپرد."
خیلی وقتها که حالش خوب است موهایم را نوازش میکند و میگوید: "نگران نباش عزیزکم این بار دیگر سر قولم هستم آخرین ساله که توی مخفیگاه میمونیم."
"بعدش؟!"
"میریم."
"کجا؟"
"هر جایی که تو دوست داشته باشی." ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!