بخريد و بخوانيد ...

غرور و تعصب
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

غرور و تعصب

(Pride and Prejudice)
نویسنده: جین آستین (Jane Austen)
ترجمه: رضا رضایی
ناشر: نی
سال نشر: 1397 (چاپ 24)
قیمت: 48000 تومان
تعداد صفحات: 449 صفحه
شابك: 978-964-312-843-1
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 17 نفر
امتیاز كتاب:  (4.29 امتیاز با رای 41 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

آقای بینگلی به همراه دوستش دارسی، دو نجیب‌زاده‌ی ثروتمند هستند که برای تفریح و تفرج به ملکی در همسایگی خانواده‌ی بنت می‌آیند. خانم و آقای بنت پنج دختر دارند. این مساله که آنها فرزند پسری ندارند باعث شده تا خانم بنت همواره در فکر پیدا کردن یک داماد پولدار برای هریک از دخترهایش باشد. از این نظر بینگلی و دارسی دو نمونه بسیار مناسب برای خانم بنت هستند!
اما اعضای خانواده بنت خیلی زود متوجه می‌شوند که هر قدر آقای بینگلی معاشرتی و خوش‌صحبت است، دارسی پرافاده و گوشه‌گیر است و به همه از بالا نگاهی می‌کند و کسی از اهالی منطقه را در شان خود نمی‌داند. به همین خاطر هم خیلی زود خانواده بنت، مخصوصا الیزابت دختر دوم آنها، دارسی را جزو افراد غیرقابل‌معاشرت طبقه‌بندی می‌کنند و فقط به خاطر مراعات حال آقای بینگلی، حضور دارسی را تحمل می‌کنند!
آقای بینگلی اما با خلق خوش خود دل خانواده بنت را می‌برد و خود نیز پس از مدتی دلباخته‌ی جین، بزرگترین دختر خانواده بنت می‌شود. همزمان با جدی شدن رابطه بینگلی و جین، دارسی نگران می‌شود و بینگلی را راضی می‌کند تا با هم به لندن برگردند. سفر آنها به مرور باعث می‌شود تا ارتباط بینگلی و جین سرد شود و ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"صغیر و کبیر فرض‌شان این است که مرد مجرد پول‌وپله‌دار قاعدتا زن می‌خواهد.
وقتی چنین مردی وارد محل جدیدی می‌شود، هرقدر هم که احساسات یا عقایدش ناشناخته باشد، چنان این فرض در ذهن خانواده‌های اطراف جا افتاده است که او را حق مسلم یکی از دخترهای خود می‌دانند.
روزی خانم بنت به شوهرش گفت: "آقای بنت عزیز، شنیده‌ای که ندرفیلد پارک را بالاخره اجاره داده‌اند؟"
آقای بنت در جواب گفت که نه، نشنیده است.
خانم بنت گفت: "ولی اجاره شده. همین الان خانم لانگ این‌جا بوده، سیر تا پیازش را گفته."
آقای بنت جوابی نداد.
زنش بی‌طاقت شد و با صدای بلند گفت: "نمی‌خواهی بدانی که چه کسی اجاره‌اش کرده؟"
"تو می‌خواهی به من بگویی. باشد، گوش می‌کنم."
همین دعوت کافی بود.
"بله، عزیزم، باید بدانی خانم لانگ می‌گوید که ندرفیلد را یک جوان پول‌وپله‌داری اجاره کرده که مال شمال انگلستان است. روز دوشنبه با کالسکه چهاراسبه آمده بود ملک را ببیند. آن‌قدر خوشش آمد که درجا با آقای موریس توافق کرد. قرار است قبل از پاییز بیاید بنشیند. چند تا از خدمتکارهایش تا آخر هفته بعد می‌آیند به این خانه." ..."

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 الهه سعادتي:  عالی بود واقعا دوستش داشتم

 سلینه اندریاسیان آذر:  رمان با داستان عاشقانه کاملا کلاسیک. نویسنده آنقدر شخصیت‌های کتاب رو خوب توصیف کرده که خواننده بی‌اختیار عاشق و متنفر از آنها می‌شه. از کتاب های vintage که به هر رمان‌خوانی پیشنهاد کرده‌ام.

 زهرا آقایی:  عالیه

 سمانه حسين‌پور:  کتاب داستان خاصی نداره ولی زیبا وهیجان‌انگیز نوشته شده، یه داستان عشقی معمولی ولی جالب، من کتاب و پسندیدم و از مطالعه‌اش لذت بردم.

 فرشته مزارزهی:  دوستش دلشتم

 فاطمه عارف‌نژاد:  بد نیست! هرچند این اظهارنظر درباره عاشقانه مشهور و محبوب جین آستین "بی‌رحمانه" به نظر میاد اما من هرچقدر فکر کردم دلیل خاصی برای این همه تعریف و تمجید ندیدم. شخصیت‌پردازی‌ها از نظرم ضعیف بود و نه دارسی و نه حتی الیزابت چیزی برای ماندگار شدن در ذهن مخاطب ندارند. در مقام مقایسه قطعا عاشقانه‌های کلاسیکی مثل "جین ایر" یا "ربکا" یک سر و گردن بالاتر از "غرور و تعصب" می‌ایستند. داستان با یک ماجرای آشنا، پیش‌بینی‌پذیر و گاهی کسالت‌آور هیچ نکته قابل به عرضی ندارد احتمالا به جز پیام کلی اش: غرور و نعصب (پیش داوری)!