ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
شناسنامه محصول
نهمین جان لویی درکس
(The Ninth Life of Louis Drax)
نویسنده:
لیز جنسن
ترجمه:
مریم آقایی
ناشر:
کتابسرای تندیس
سال نشر:
1395
(چاپ
1
)
قیمت:
19000
تومان
تعداد صفحات:
296
صفحه
شابك:
978-600-182-210-0
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 2 نفر
امتیاز كتاب:
(تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'نهمین جان لویی درکس':
لویی از وقتی که به دنیا میآید بلاهای مختلفی را از سر میگذراند. تعداد حوادث ناخواستهای که بر سرش میآید آنقدر زیاد است که مادرش به او هشدار میدهد با این وضعیت خیلی زود نه "جان گربهای"اش را از دست خواهد داد و بالاخره یکی از این بلاهایی که دچارش میشود، کار دستش میدهد.
پیشبینی مادر در سالروز نهمین سال تولد لویی به حقیقت میپیوندد. لویی از پرتگاهی به پایین میافتد و به کما میرود. عجیب اینکه پدر لویی هم در همین زمان ناپدید میشود. مادرش معتقد است که این پدر لویی بوده که او را از پرتگاه به پایین پرتاب کرده. پس لویی بیهوش را به بیمارستان میبرند و پلیس هم جستجو برای پیدا کردن پدرش را آغاز میکند. و این آغاز ماجراست ...
داستان با این جملات آغاز میشود:
"من مثل بیشتر بچهها نیستم. من لویی درکس هستم. اتفاقهایی برایم میافتند که نباید بیفتند. مثل رفتن به پیکنیک و غرق شدن.
فقط از مامانم بپرسید چه حالی دارد که مادر پسر حادثهخیز باشید و او به شما میگوید. اصلا جالب نیست. نمیتوانید بخوابید و از خودتان میپرسید آخرش چه میشود. خطر را همه جا میبینید و فکر میکنید باید ازش محافظت کنم، باید ازش محافظت کنم. اما بعضی وقتها نمیتوانید.
قبل از اینکه مامان دوستم داشته باشد، به خاطر اولین اتفاق از من متنفر بود. اولین اتفاق به دنیا آمدنم بود. همانطور به دنیا آمدم که امپراتور جولیوس سزار به دنیا آمد. با چاقو شکم زن را پاره میکنند و بعد بچه را در حالی که جیع و داد میکند و سرتاپا خونآلود است بیرون میکشند. فکر کردند نمیتوانم طبیعی به دنیا بیایم ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!