بخريد و بخوانيد ...

نیمه‌ی نادیده
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

نیمه‌ی نادیده

(Left Neglected)
نویسنده: لیزا جنووا (Lisa Genova)
ترجمه: آفاق زرگریان
ناشر: کتابسرای تندیس
سال نشر: 1393 (چاپ 1)
قیمت: 20000 تومان
تعداد صفحات: 455 صفحه
شابك: 978-600-182-089-2
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 3 نفر
امتیاز كتاب:  (4.5 امتیاز با رای 2 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

سارا نیکرسون، مانند هر مادری، کارمند پرمشغله‌ای است که برای رسیدن به آرمان‌هایش با تمام توانش کار می‌کند. یک روز صبح که عجله دارد تا هر چه زودتر به سر کارش برسد، لحظه‌ای گیج پیدا کردن موبایلش شده و برای یک ثانیه از جاده غافل می‌شود. در همان یک چشم برهم زدن است که تمام زندگی پرتحرک برنامه‌ریزی شده‌ی او گرفتار توقف مطلق می‌شود. پس از این که آسیب مغزی، آگاهی‌اش را از هر چیزی در سمت چپ از او می‌گیرد، سارا باید دوباره به مغزش آموزش بدهد تا جهان را به شکل کامل ببیند. در این میان او می‌آموزد که چگونه به مردم و آن قسمت از زندگی‌اش که مهم‌ترین نقش را در گذشته‌اش داشته‌اند، توجه کند. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"فکر می‌کنم بخش کوچکی از وجودم، همان کودک درونم، می‌دانست که زندگی تحمل‌ناپذیری خواهم داشت. گاهی وقت‌ها صدای درونم زمزمه می‌کرد، "سارا خواهش می‌کنم کمی آروم‌تر. تو احتیاجی به همه‌ی این‌ها نداری. این‌طوری نمی‌تونی ادامه بدی." اما باقی وجودم، قوی، باهوش و مصمم برای رسیدن به موفقیت، موفقیت و باز هم موفقیت بیش‌تر، حتی یک کلمه هم از این حرف‌ها را نمی‌شنید. اگر هر از گاهی این فکرها می‌خواستند در ضمیر خودآگاهم خودی نشان دهند، ساکت، سرزنش و بعد بیرونشان می‌کردم تا برگردند سر جای خودشان. می‌گفتم: ساکت، کوچولو، مگه نمی‌بینی چقدر سرم شلوغه؟
حتی رویاهایم در خواب به من تلنگر می‌زدند تا توجهم را به خودشان جلب کنند. "اصلا خودت می‌دونی داری چیکار می‌کنی؟ بذار بهت نشون بدم." اما هر خوابی، مثل ماهی لزجی که با دست خالی گرفته بودم، تا می‌آمدم حسابی نگاهش کنم، از دستم لیز می‌خورد و می‌رفت تو آب و شناکنان دور می‌شد. با بیدار شدنم همه‌چیز از ذهنم فرار می‌کرد. عجیب این است که حالا همه‌ی آن خواب‌ها یادم می‌آید. چند شب پیش از تصادف، انگار آن رویاها می‌خواستند آگاهم کنند و به من هشدار می‌دادند ..."

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 الهه طاهري:  کتاب ارزش پنج ستاره را داشت، اما تصمیم گرفتم پنج ستاره را مثل یک امتیاز ارزشمند فقط برای کتاب‌های خاصی استفاده کنم.
همه ما (یا حداقل اکثر ما)، مبتلا به بیماری نادیده‌انگاری هستیم، ولی چون در زندگی پرشتاب روزمره و کارهای معمولمان اختلالی ایجاد نمی‌کند، متوجه این مساله نمی‌شویم.
مثل "سارا" که به بهای آسیب مغزی و ابتلا به بیماری "نایده‌انگاری سمت چپ" متوجه شد وقتی با سرعت این طرف و آن طرف می‌دوید و برای موفقیت‌های شغلی تلاش می‌کرد، چه چیزهای با ارزشی را از دست می‌داد. هرچند از نظر من چیزی که "سارا" بدست آورد، در برابر بهایی که پرداخت کرد، ارزشمند بود (عشق و محبت و دوستی هر کفه‌ای را سنگین می‌کند!)، ولی امیدوارم کسانی که اینطور در روزمرگی‌های پرشتاب زندگی غرق شده‌اند، بی‌دردسرتر متوجه شوند چه چیزهای با ارزشی را از دست می‌دهند.
خواندن این کتاب با پرداخت بهای پشت جلدش یک راه بی‌دردسر کشف این موضوع است، اگر وقت کافی داشته باشند!