شناسنامه محصول

گتسبی بزرگ
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

گتسبی بزرگ

(The Great Gatsby)
نویسنده: اسکات فیتز جرالد ( F. Scott Fitzgerald F. Scott Fitzgerald)
ترجمه: کریم امامی (Karim Emami)
ناشر: امیرکبیر
سال نشر: 1397 (چاپ 11)
قیمت: 20000 تومان
تعداد صفحات: 288 صفحه
شابك: 978-964-448-145-1
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 43 نفر
امتیاز كتاب:  (3.86 امتیاز با رای 50 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

داستان در سال 1922 اتفاق می‌افتد. گتسبی مرد جوان بسیار پولداری است که دائما مهمانی‌های بزرگ می‌دهد. از آن مهمانی‌هایی که همه می‌توانند در آن شرکت کنند و به اصطلاح در آنها، "سگ صاحابش را نمی‌شناسد"!
در مورد گذشته گتسبی و اینکه چطور ثروتش را بدست آورده شایعات زیادی وجود دارد. نیک، همسایه او، پس از مدتی معاشرت با گتسبی متوجه می‌شود که او از خانواده بسیار فقیری بوده که عاشق دختری پولدار به نام دی‌زی می‌شود. گتسبی برای خدمت نظام از دی‌زی دور می‌شود اما بعد با خبر می‌شود که او ازدواج کرده. با این حال گتسبی عاشق می‌ماند و همواره به دنبال عشق خود می‌گردد. قدرت، شهرت و نفوذ هیچ‌یک باعث کم‌رنگ شدن عشق او نمی‌شود.
در زمانی که داستان اتفاق می‌افتد گتسبی و دی‌زی نهایتا در یک شهر مستقر شده‌اند و ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"در سال‌هایی که جوان‌تر و به‌ناچار آسیب‌پذیرتر بودم پدرم پندی به من داد که آن را تا به امروز در ذهن خود مزه‌مزه می‌کنم. وی گفت:
"هر وقت دلت خواست عیب کسی رو بگیری، یادت باشه که تو این دنیا، همه مردم مزایای تو را نداشته‌ن."
پدرم بیش از آن نگفت ولی من و او با وجود کم‌حرفی همیشه زبان یکدیگر را خوب می‌فهمیم، و من دریافتم که مقصودش خیلی بیشتر از آن بود. در نتیجه، من از اظهار عقیده درباره خوب و بد دیگران اغلب خودداری می‌کنم، و این عادتی است که بسیاری طبع‌های غریب را به روی من گشوده و بارها نیز مرا گرفتار پرگویان کهنه‌کار کرده است. هنگامی که این خصلت در انسان متعارف ظاهر می‌شود، مغز غیرمتعارف وجود آن را بسرعت حس می‌کند و خود را به آن می‌چسباند؛ از این‌رو در دانشکده مرا به ناحق متهم به سیاست‌پیشگی می‌کردند، چون محرم آدم‌های سرکش ناشناس بودم و از سوزهای نهان‌شان خبر داشتم. بیشتر این درددل‌ها میهمان ناخوانده بودند - اغلب هنگامی که از روی نشانه‌ای برایم مسلم می‌شد که مکنونات قلبی کسی از گوشه افق لرزان لرزان در آستانه طلوع است، خود را به خواب زده‌ام، اشتغال فکری شدید را بهانه قرار داده‌ام و یا به سبکسری خصمانه تظاهر کرده‌ام ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را اینجا و اینجا بیابید.

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 امين چاروسايي:  اخیرا فیلمی که بر اساس این کتاب بوده بیرون اومده. دوست داشتم اول این کتاب رو بخونم و بعد اون فیلم رو ببینم و از این تصمیمم راضیم. چون من خیلی آدم کتاب‌خونی نیستم، ولی فهمیدم کتاب‌های رمان به درد من میخورن.
چون اگر داستانش آدم رو جذب کنه آدم مجبور میشه تا آخرش رو بخونه. این کتاب رو خیلی پسندیدم و به شما هم پیشنهاد می‌کنم ... تنها ضعف این کتاب قسمت‌هایی هست که حذف شده است که گاهی آدم گیج میشه ولی تا چند صفحه که ادامه بدی همی چیز اوکی میشه.

 گلناز گرايلي:  بعد از خواندن این کتاب به نظرم شایسته عنوان بزرگترین رمان قرن بیستم نیامد و این برام بسیار تعجب‌برانگیز بود. به تازگی فیلمش را هم دیدم. فیلمی لطیف، زیبا، خوش‌ساخت با مضمونی بسیار عمیق و جذاب. اینجا بود که متوجه شدم اشکال از سانسور کتابه. متنی از آب درآمده که در انتها به این نتیجه میرسی که چیزی جا افتاده، انگار که نویسنده توضیحاتی به خواننده بدهکاره.

 مينا احمدي:  کتاب خوبی بود. مخصوصا نثر شیوا و ارزشمندی که مترجم برای ترجمه این اثر انتخاب کرده بود بیشتر توجه من رو به خودش جلب کرد. در کل کتاب جذاب و زیبایی بود و ارزش خواندن رو داشت.

 مرجان اسلامي:  به تازگی فیلمی به همین نام با بازی دی‌کاپریو دیدم که فوق‌العاده بود

 فاطمه عارف‌نژاد:  ترجمه ای که خواندم از آقای امامی نبود و البته ازش راضی هم نبودم. نسخه‌ای که من دارم در یک اقدام ابتکاری!! در مقدمه کتاب در چند پاراگراف کل داستان را لو می‌دهد. واقعا هنوز هرچقدر فکر می‌کنم نمی‌فهمم با کدام منطق و استدلال این کار را کردن؟ باور بکنید یا نکنید حتی پایان کتاب را لو داده بود و از این جهت به جذابیت داستان خیلی لطمه زد. اما باز هم خوشم آمد و پنج ستاره را به اعتبار خود رمان "گتسبی بزرگ" با چشم‌پوشی از آن مقدمه کذایی بهش می‌دهم. فضای داستان را اینقدر دوست داشتم که مطمئنم هرگز فیلمش را نمی‌بینم. اصلا دلم نمی‌خواهد کارگردان خوانش خودش را به تصورات من تحمیل کند!

 آرش کریمی:  کتابی بی‌نظیر و فوق‌العاده

 مریم سالاری :  گتسبی بزرگ کتاب جذاب و دوست داشتنی از عشق یک مرد به زنی که با گدشت سالها اون رو فراموش نمیکنه و برای داشتنش خیلی تلاش میکنه. از روی این کتاب فيلمي هم درست کردن ولی کتابش جذاب‌تره.

 سجاد بازارنوی:  ترجمه کریم امامی خیلی ثقیل و غیر روونه

 سيده آسيه موسوي معاف:  داستانی از آدم‌هایی که تنها مزیت‌شان ثروتشان است و آدمی که به قول خود داستان بین همه آدم گند به عشق و رویاپردازی و خواستن و توانستن پایبنده، اونقدر که حتی حاضر نیست لحظه‌ای رویاهای خودش در مورد دیزی را تغییر بده با وجود تمام بی‌رحمی‌های دیزی ... داستان قشنگیه به نظرم ارزش خوندن داشت

 محدثه قربان صباغ:  کتاب زیبا از عشقی زیبا برای کسانی که رمان دوست دارند و رمانهای قدیمی رو ترجیح می‌دهند

 اردشير طيبي:  مدت‌ها بود کتابی رو به این سرعت نخونده بودم. داستانی بسیار دلنشین با قلمی حرفه‌ای و منسجم و آموزنده برای نویسندگان جوان با ترجمه‌ای به غایت روان و کم‌نظیر از کریم امامی. ارزش دوباره خواندن را هم دارد و به همه‌ی دوستان توصیه‌اش می‌کنم.

 وحيده اسدي:  ترجمه کتاب رو اصلا دوست نداشتم. اصرار مترجم برای استفاده از اصطلاحات تهرانی برایم قابل درک نبود! داستانش خیلی جالب بود اما ذکر اسامی و برخی جزئیات حوصله سربر بود. در کل به نظرم کتاب برای غیرامریکایی‌ها جالب نیست. البته دوستان میگن فیلمش جذابه!

 زهرا آقایی:  با اینکه خیلی تعریف این کتاب رو شنیده بودم ولی نمیدونم چرا خیلی باهاش ارتباط برقرار نکردم و نیمه کاره رهاش کردم.

 سودابه فیض‌الهی:  نتوانستم تمامش کنم. شاید زمان مناسبی برای خواندنش انتخاب نکردم. داستانش خوب بود اما به نظر من متنش اصلا جالب و روان نبود. اگر متن اصلی هم همینطور باشد به نظر من اصلا استحقاق عنوان یکی از بزرگترین کتاب‌های قرن را ندارد.

 آزيتا كرمي‌پور:  پس از خواندن کتاب، از خودم پرسیدم: چرا این کتاب به عنوان یکی از رمان های بزرگ قرن انتخاب شده است؟

 سيمين عارف‌نژاد:  کتاب بسیار بی‌محتوایی بود بطوریکه برای اولین بار نتوانستم خودم را مجبور کنم ان را تمام کنم