بخريد و بخوانيد ...

اگر فردا بیاید
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

اگر فردا بیاید

(If Tomorrow Comes)
نویسنده: سیدنی شلدون (Sidney Sheldon)
ترجمه: محمد قصاع
ناشر: پیکان
سال نشر: 1393 (چاپ 7)
قیمت: 20000 تومان
تعداد صفحات: 450 صفحه
شابك: 978-964-328-285-1
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 93 نفر
امتیاز كتاب:  (4.19 امتیاز با رای 31 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

تریسی ویتنی، دختر جوان، زیبا و آرمانگرا، به خاطر گرفتاری در پاپوشی که برای او درست شده به زندان می‌افتد. در زندان او با دنیای دیگری آشنا می‌شود که تا قبل از آن هیچ تجربه‌ای درباره آن نداشته. دنیای دزدها و کلاهبردارها. تریسی اما در نهایت به دلیل خوش‌رفتاری مشمول عفو می‌شود و از زندان بیرون می‌آید.
پس از آزادی اولین اقدام تریسی گرفتن انتقام از کسانی است که او را به ناحق به زندان انداخته‌اند. او با هوش سرشارش و چیزهایی که در زندان فراگرفته برای تک‌تک کسانی که در توطئه زندان رفتن او مقصر بودند نقشه می‌کشد و آنها را به سزای اعمالشان می‌رساند. اما پس از پایان انتقام‌گیری هم تریسی به این نتیجه می‌شود که نمی‌تواند به زندگی سابق خود برگردد و ناچار است نقشی را که پس از بیرون آمدن از زندان به عنوان یک کلاه‌بردار برای خود برگزیده، همچنان ادامه دهد!
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"با خماری و به آرامی لباسش را درآورد؛ سپس لباس خواب سرخی انتخاب کرد تا خون آشکار نشود. دوریس ویتنی برای آخرین‌بار به اتاق خوابش نگریست تا مطمئن شود اتاق دلپذیرش که در طول سالیان علاقه عمیقی به آن پیدا کرده بود، از هر لحاظ منظم و مرتب است. سپس کشوی پاتختی را باز کرد و با دقت اسلحه‌ای را بیرون آورد. رنگش از سیاهی می‌درخشید و سردیش وحشت‌آور بود. آن را کنار تلفن گذاشت و شماره تلفن دخترش را در فیلادلفیا گرفت. به صدای زنگهای تلفن گوش کرد. بعد صدایی با نرمی گفت: "الو؟"
- تریسی ... عزیزم، دلم می‌خواست صدایت را بشنوم.
- مادر، چه کار خوبی کردی.
- امیدوارم از خواب بیدارت نکرده باشم.
-خیر. کتاب می‌خواندم. آماده می‌شدم بخوابم. من و چارلز برای شام بیرون رفته بودیم، ولی هوا خیلی بد بود. اینجا برف سنگینی می‌بارد. آنجا هوا چطور است؟
دوریس ویتنی اندیشید: خدای من، ما راجع به هوا صحبت می‌کنیم، آن هم درست زمانی که دلم می‌خواهد مسائل زیادی را برایش بگویم. ولی نمی‌توانم.
- مادر؟ می‌شنوی؟
دوریس ویتنی از پنجره به بیرون نگریست و گفت: "باران می‌بارد." و بعد اندیشید: چه هماهنگی و تناست جالبی. درست مثل فیلمهای آلفرد هیچکاک …"

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 علي نگاهي:  جدا شاهکار بود مانی جان ازت متشکرم!

 سيدمحمد صادق موسوي‌پور:  با اينكه در دوباره‌خواني كتاب (بعد از هفت هشت سال) بعضي مسائل كتاب به نظر غيرمنطقي مي‌آمد‌، اما باز هم ميتونم اونو جز كتاب‌هاي محبوبم قرار بدم (:

 محمود اسلاميان:  اگه سه تا کتاب خوب تو تمام عمرم خونده باشم این کتاب یکی از اونهاست ... کتابهایی از سیدنی شلدون خونم ولی " اگر فردا بیاید " واقعا یک شاهکار است . البته یک اشتباه زمانی فاحش در آن هست ولی به جذابیت کتاب لطمه‌ی چندانی نمی‌زند

 آريانا طاهرزاده:  جز اولين رمان‌هايي بود كه خوندم واقعا قشنگ هست و ارزش وقت گذاشتن داره

 الهه سعادتي:  قبلا خوندمش و خوشم اومده ازش عالیه داستان جذابی داره

 ژاله فراهاني:  هیجان- معنا درمانی و رومنس. به نظر من اگر فردا بیاید، بهترین کار سیدنی شلدون پر کار و دوست‌داشتنی است. همراه خواندن این کتاب جمله‌ای مدیریتی در روزنامه خواندم که می‌گفت: یک استراتژیست، می‌تواند تهدید را به فرصت تبدیل کند و این جمله در داستان پرکشش و به طرز عجیبی در ذهن ماننده‌ی این رمان، معنای عینی یافت. و نظریه‌ی دیگری را نیز برایم اثبات کرد. اینکه از بسیاری از توانایی‌های خود بی‌خبریم تا زمانی که بحرانی در زندگی ما اتفاق بیفتد و بتوانیم خودمان را کشف کنیم. درس سوم این بود که در شرایط سخت، محکم بودن و دوام آوردن و تسلیم اتفاقات ناخوشایند و انتخاب بدبینی تا پایان عمر، نتایج طلایی بر شخصیت و شاید سرنوشت انسان باقی می‌گذارد.

 رضا ترابي:  اين كتاب را مي‌شود يك نفس بدون خستگي خواند

 سلینه اندریاسیان آذر:  خیلی وقت پیش از نمایشگاه کتاب به پیشنهاد یکی از فروشندگان خریدمش. کتابی بود که خسته‌ات نمی کرد و به راحتی می‌تونستی یکی دو ساعت کامل دستت بگیریش. به نظر من که این کتاب یکی از بهترین کتاب‌های نوشته شده توسط سیدنی شلدونه. قهرمان‌های کتاب‌های سیدنی همه زن هستند ولی نقش اول کتاب اگر فردا بیاید قوی‌ترین اونهاست.

 مریم سعیدی مهرآباد:  دوسش داشتم داستانش جوری بود که مجبورم کرد تا آخر بخونمش

 متين يزداني:  داستان خوبی بود اما حواشی زیاد داشت و خیلی جاها موضوع اصلی داستان گم می‌شد. اما در کل چون این سبک داستان‌هارو دوست دارم خوشم اومد و سریع می‌خوندم تا ببینم آخرش چی میشه!!! کسایی که داستانهای پلیسی، هیجانی دوست دارن می‌تونن این کتاب را هم تو لیست خریدشون قرار بدن.

 فاطمه عارف‌نژاد:  این یک ستاره به خاطر اینکه توضیح مختصر داستان توانست وادارم کند سفارشش بدم و منتظر بمانم. اما ارزش وقت گذاشتن نداشت. داستان به نظر من اصلا از چفت و بست محکمی بهره نبرده و حفره‌های زیادی دارد. نویسنده جزئیات فساد در زندان زنان را با وسواس خاصی روایت می‌کند و در عوض در خط داستانی کم می‌گذارد. سیر حوادث تا نیمه‌های کتاب نه خوشایند بود و نه منطقی. من هم از خواندن ادامه‌اش منصرف شدم!