بخريد و بخوانيد ...

زندگی در پیش رو
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

زندگی در پیش رو

(The Life Before Us ("Madame Rosa''))
نویسنده: رومن گاری (Romain Gary)
ترجمه: لیلی گلستان (Lili Golestan)
ناشر: ثالث
سال نشر: 1398 (چاپ 19)
قیمت: 35000 تومان
تعداد صفحات: 224 صفحه
شابك: 978-964-380-950-8
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 137 نفر
امتیاز كتاب:  (4.05 امتیاز با رای 42 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

مومو پسر بچه‌ای است عرب‌تبار و از مادری بدکاره که در محله‌ای فقیرنشین و نزد رزا خانم، پیرزنی یهودی، زندگی می‌کند. رزا خانم زندگی‌اش را از راه نگهداری بچه‌های زنان بدکاره می‌گذراند. اما او به مرور پیر می‌شود و بچه‌های کمتری به او سپرده می‌شوند. تا اینکه بالاخره تنها مومو می‌ماند که مدتی است خبری از مادرش نیست و نه پولی برای نگهداری او می‌فرستد و نه خبری از او می‌گیرد. مومو که می‌بیند رزا خانم هر روز ناتوان‌تر از روز قبل می‌شود تصمیم می‌گیرد خودش نگهداری از او را برعهده بگیرد. اما مگر از پسربچه‌ای به سن و سال او چه کاری برمی‌آید ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"اولین چیزی که می‌توانم بگویم این است که در طبقه ششم ساختمانی زندگی می‌کردیم که آسانسور نداشت، و این برای رزا خانم، با همه وزنی که به این‌ور و آن‌ور می‌کشید - آن هم فقط با دو پا - با همه ناراحتی و دردهایش، بهانه‌ای دائمی برای درددل بود. هر وقت بهانه دیگری برای ناله و شکوه نداشت - آخر، یهودی هم بود - این را به یادتان می‌آورد. سلامتش هم چندان تعریفی نداشت. و از همین حالا برایتان بگویم او زنی بود که لیاقت داشتن آسانسور را داشت.
سه‌ساله بودم که برای اولین‌بار رزا خانم را دیدم. قبل از این سن آدم چیزی یادش نمی‌آید و در جهل مطلق دست‌وپا می‌زند. از سه‌سالگی از این جهل مطلق - که گاهی اوقات هم دلم برایش تنگ می‌شود - بیرون آمدم. در بل‌ویل یهودی و عرب و سیاه فراوان بود، ولی رزا خانم مجبور بود به تنهایی خودش را از شش طبقه بالا بکشد. می‌گفت بالاخره یک روز روی همین پله‌ها می‌میرد و همه بچه‌ها می‌زدند زیر گریه، چون همیشه وقتی کسی می‌میرد برایش گریه می‌کنند. ما گاهی شش هفت نفر بودیم، گاهی هم بیش‌تر می‌شدیم ..."

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 آزاده وحدت:  کتاب فوق‌العاده ای بود، تنها همین رو می‌تونم درباره‌اش بگم. خوندن این کتاب رو به کسانی که کنابهائی با ادبیات اندکی متفاوت رو می‌پسندند توصیه می‌کنم.

 دانیال فرزانه‌ثابت:  کتاب مفرّحی بود.

 مریم سالاری :  مومو پسر بچه دوست‌داشتنی که در کوچه پس کوچه‌های فقیرنشین فرانسه همراه با رزا خانم پرستار خود و چند تا از بچه‌های دیگه زندگی می‌کنه، مومو کودک بزرگ ماست، کودکی با روح بزرگ کتاب دوست‌داشتنی و دل‌نشینی است , کلا رومن گاری نویسنده فوق‌العاده‌یه

 نويد يعقوب زاده:  سبب شد بعد از آن کتاب شبح سرگردان را دست بگیرم.(از همین نویسنده)

 ليلا ايزدي جو:  رمان خوبی بود اما من نمیتونستم تمومش کنم

 سينا چراغي:  اولین چیزی که باید بگم اینه که کتاب دقیقا روز تولدم به دستم رسید و از این بابت واقعا شگفت زده شدم!! شخصیتی که توی این کتاب بود شاید توی نگاه اول یه کم برامون غیرملموس باشه (چون ما که مادر ج... نیستیم) اما به نوعی درد مشترکی از همه ما رو داشت (حداقل منو) ترس از اینکه یه وقت کسی یا کسایی رو به عنوان پشتیبان کنار خودت نداشته باشی یا حتی کسی که بخوای ازش مراقبت کنی. در کل من با این شخصیت خیلی انس گرفتم (از همون اولای کتاب) و از لحن صحبت کردنش هم بسیار خوشم اومد. این هم جمله‌ای از کتاب که بسایر خوشم اومد: «جوان‌ها احتیاج به قبیله دارند، و گرنه قطره‌ای می‌شوند میان دریا و این دیوانه‌شان می‌کند

 حميده محمدي:  داستان ، قشنگ و درعين حال دردمندانه اي بود. ترجمه کتاب هم روان بود. امتياز بين سرگرم کننده و قابل تحمل.

 مجتبي ريگستاني‌فرد:  چاپ هفتم بود و هنوز غلط املایی داشت.

 نسا ناظمي:  تا اواسط کتاب حس غالبم این بود که گاهی واقعا از دست شخصیت اول کتاب، مومو کوچولو حرص می خوردم! از اینکه اصلا بچه نبود و هیچ حرفش به سن و سالش نمی خورد. شاید بعدا که معلوم شد سه سال بزرگتر بوده کمی قابل قبول تر شد برایم. با تمام این تفاسیر دوست داشتم داستان را تا به انتها دنبال کنم و پایان بندی ذهن نویسنده را ببینم. و اعتراف می کنم پایان داستان بهتر از آنی بود که پیش بینی می کردم