شناسنامه محصول

خاکسترهای آنجلا (اجاق سرد آنجلا)
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

خاکسترهای آنجلا (اجاق سرد آنجلا)

(Angela's Ashes: A Memoir)
نویسنده: فرانک مک‌کورت (Frank McCourt)
ترجمه: گلی امامی
ناشر: فرزان روز
سال نشر: 1398 (چاپ 6)
قیمت: 70000 تومان
تعداد صفحات: 471 صفحه
شابك: 964-321-052-9
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 160 نفر
امتیاز كتاب:  (3.57 امتیاز با رای 35 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

نویسنده در این کتاب زندگی خود را در دوران سخت کودکی روایت کرده. خانواده ایرلندی‌تبار آنها که ابتدا در آمریکا زندگی می‌کرده‌اند همواره به دلیل مشروب‌خواری پدر تنگدست بوده‌اند. تنگدستی در آمریکا آنقدر به این خانواده پرجمعیت فشار می‌آورد که پدر و مادر تصمیم می‌گیرند تا به سرزمین مادری خود، ایرلند، بازگردند. در ایرلند هم اما وضع به همین منوال است و پدر به جز مشروب‌خواری راه دیگری را پیش نمی‌گیرد. به همین خاطر فرانک جوان ناچار می‌شود تا مدرسه را رها کند و به کارهای مختلفی دست بزند تا بتواند زندگی خانواده خود را تامین نماید ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"پدر و مادرم باید در نیویورک می‌ماندند، جایی که یکدیگر را ملاقات کردند، پیوند زندگی بستند، و من متولد شدم. در عوض آنها زمانی که من چهار ساله بودم به ایرلند بازگشتند. در آن زمان برادرم، مالاکی، سه ساله بود و دوقلوها، یوجین و اولیور، هنوز یک سال نداشتند، و خواهرم، مارگارت، مرده بود. وقتی به دوران کودکی‌ام فکر می‌کنم، دچار حیرت می‌شوم که چگونه زنده ماندم. من دوران کودکی اسفناکی داشتم، و بدتر از آن، دوران کودکی ایرلندی اسفناکی داشتم، و همه این بدبختیها به کنار، یک ایرلندی کاتولیک بودم، که دوران کودکی‌ام را هرچه اسفناکتر می‌ساخت.
خیلیها از دوران سخت کودکی‌شان با لاف و گزاف حرف می‌زنند، اما هیچ یک از آن سختیها با دوران تلخ کودکی ایرلندی قابل مقایسه نیست:
فقر، پدری عرق‌خور، مادری فرسوده و عاجر که مدام کنار خاکسترهای آتش خاموش ناله می‌کرد، کشیشهای دماغ بالا، معلمان قلدر، و انگلیسها و بلاهایی که به مدت هشتصد سال بر سرمان آوردند ..." (نمونه متن مربوط به ترجمه منتشر شده از سوی نشر پیکان است)

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 گلسا حيدري:  به نظر من جادويي است. ادم را به نوشتن وسوسه ميكنه. فكر ميكنم تاثير گذار ترين شيوه بيان حقيقت را در اين كتاب ميشه ديد. همونطور كه هست از وراي چشمان كودكي كه اين تجربه ها را داره. تلخي و گزندگي روزگاري را كه گذرانده را لمس ميشه كرد.چيزي كه بيش از همه خوشم اومد نقش تقريبا 0 نا اميدي و ياس است. ديدگاهي كه كتاب درباره نقش مذهب در زندگي افراد ارايه كرده و صداقتي كه در سطر سطر كتاب هست اونو به يك اثر منحصر به فرد تبديل كرده.(از نظر من )ممنون.

 نسرين اشكاني:  بسيار جذاب بود و قلم تواناي نويسنده در بيشتر صحنه ها انسان را به گريه وا ميداشت

 مهنوش اسديان:  با وجود تمام سختی و مشقتی که نویسنده متحمل شد به خواست خود رسید. خواندن این کتاب را خصوصا به نسل جوان توصیه می کنم که به نظر من معنای سختی را نچشیده اند

 مرجان زماني نجف‌آبادي:  میشد زمینش نذاشت و یه نفس تا به آخر خوندش ... اما حیفم اومد... خواستم لذت خواندنش رو طولانی تر کنم... ممنون از انتخابتون..موفق باشید

 پريا كريمي:  در ابتدا از این که این کتاب را برایم فرستادید خیلی شاکی بودم. ولی بعد از خواندن 30 صفحه اول کتاب، نظرم به شدت عوض شد. برای خرید کتاب سلیقه خوبی دارید ممنونم

 شاهين شاهمحمدي بني:  آینه ای از زندگی های اطراف ما

 نسترن امين‌فر:  اینگونه گذشته خود را به تصویر کشیدن علاوه بر استعداد نویسندگی شهامت هم می خواهد

 بهنام خوشنودی:  بنظر می‌رسد سرگذشت پندآموزی است

 عاطفه الهامي:  با شادی این کودکان شاد می‌شویم و با غم‌هایشان غمگین و از شیطنت‌هایشان لذت می‌بریم ... به گمانم همیشه ارزش خواندن را دارد.

 فريناز والامنش:  avayelesh be 4.5 Mtiazam reCd vali yekam vasatash lahnesh tekrari shod. payane ketabam kheili moheme ke in ketab vaghan Mtiazesho nemigire

 سميه نوتاش:  بااینکه آخرش سفید سفید بود، و وقفه ای طولانی بینش افتاد، اما برام جالب بود. همین

 آريا صاحب:  می شد خیلی بهتر نوشت

 پگاه ايزدپناه:  قلم وحشتناك جذاب كتاب باعث مي شه كه بخوني و بخوني تا جايي كه مي بيني ته تنها هيچي گيرت نيومده بلكه دچار افسردگي وحشتناكي شدي كه مي توني ساعتهت گريه كني!