بخريد و بخوانيد ...
دختر انار
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

دختر انار

(Amal Unbound)
نویسنده: ایشا سعید (Aisha Saeed)
ترجمه: فاطمه پارسا
ناشر: پرتقال
سال نشر: 1403 (چاپ 13)
قیمت: 220000 تومان
تعداد صفحات: 211 صفحه
شابك: 978-600-462-366-7
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 1 نفر
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'دختر انار':

امل دختربچه دوازده ساله‌ای است که آرزو دارد معلم بشود. این آرزو اما یکروز که امل ناخواسته یکی از اعضای خانواده خان صاحب را مسخره می‌کند، برباد می‌رود. خانواده خان صاحب در روستای امل در پاکستان همه‌کاره هستند و اشتباه امل باعث می‌شود تا او را مجبور کنند برای جبران آن، به عنوان خدمتکار در خانه اربابی مشغول به کار شود.
امل در خانه خان صاحب شاهد است که این خانواده برای حفظ قدرت و تسلط‌شان بر روستا دست به هر کاری می‌زنند. امل متوجه می‌شود که تا وقتی اهالی روستا از این خانواده و قدرتش در ترس و هراس هستند، خان صاحب هم می‌تواند نفوذ خود را در روستا حفظ کند و بر اهالی آن حکم براند. او دیگر می‌داند که برای حفظ امنیت کسانی که دوستشان دارد و همچنین آزادی خودش، ناچار است تا با دیگر خدمتکاران خانه اربابی متحد شود و برای تغییر وضعیت موجود کاری انجام دهد ...
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"از پنجره‌ی کلاسمان پسرها را تماشا می‌کردم که جست‌وخیز‌کنان از ساختمان آجری مدرسه‌ای بیرون می‌آمدند که در زمینِ روبه‌رویی قرار داشت. کلاسمان باز هم بیش از اندازه طول کشیده بود.
دخترها روی صندلی‌هایشان بی‌قرار بودند و دزدکی به ساعت بالای تخته‌سیاه نگاه می‌کردند. دوستم، حفصه، آه کشید.
خانم سعدیه رو به ما گفت: "خب، خبر بدی براتون دارم." یک دسته کاغذ از روی میزش برداشت و ادامه داد: "برگه‌های امتحان ریاضی‌تون رو تصحیح کردم. فقط پنج نفرتون قبول شده‌ین."
همه‌ی بچه‌های کلاس آه کشیدند.
خانم سعدیه برای این‌که ساکتمان کند گفت: "خب، خب" و ادامه داد: "معنی‌ش اینه که باید بیشتر تمرین کنیم. فردا سوال‌های امتحانتون رو مرور می‌کنیم و هفته‌ی بعد دوباره امتحان می‌گیرم."
خواهر کوچکترم سیما، نزدیک گوشم گفت: "سوال‌هاش خیلی سخت بودن." ما همگی جلوی تخته‌سیاه به صف ایستادیم تا برگه‌هایمان را تحویل بگیریم. خواهرم دوباره گفت: "بهتر بود تا پاییز توی کلاس سال پایین‌تر می‌موندم." ..."

تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!