بخريد و بخوانيد ...

ساکن دو فرهنگ: دیاسپورای ارمنی در ایران

ساکن دو فرهنگ: دیاسپورای ارمنی در ایران

نویسنده: روبرت صافاریان 
ناشر: مرکز
سال نشر: 1398 (چاپ 1)
قیمت: 37500 تومان
تعداد صفحات: 185 صفحه
شابك: 978-964-213-458-8
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 3 نفر
امتیاز كتاب:  (تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

نویسنده تلاش کرده تا فارغ از تعارف‌های متداول با تصویری صریح‌تر جامعه‌ای اقلیت در ایران را معرفی و به قدر توان قانون‌مندی‌های مناسبات آن با جامعه‌ی بزرگ آشکار و به خواننده‌ی فارسی‌زبان عرضه نماید
نوشته‌های این مجموعه تصویر متفاوتی از ارامنه‌ی ایران ارائه می‌کنند. تصویری که ارمنیان از خود به جامعه عرضه می‌کنند معمولا بر ملاحظات و کلیشه‌های بسیاری استوار است که در این نوشته‌ها به قدر کافی درباره‌شان صحبت شده است. مخاطب عام ایرانی هم دوست دارد همین تصویر کلیشه‌ای را ببیند و بشنود. گویی بنابر یک توافق خاموش اساس بر این گذاشته شده، که هر کس سرش گرم کار خودش باشد و تنها مِن‌باب ادب و نزاکت گاهی با طرف مقابل هم سلام‌وعلیکی بکند و سخنان پر از تعارف رد و بدل کند. کوشش من این بوده که فارغ از تعارف‌های متداول با تصویری صریح‌تر این جامعه‌ی اقلیت را معرفی و به قدر توان قانون‌مندی‌های مناسبات آن با جامعه‌ی بزرگ را آشکار و به خواننده‌ی فارسی‌زبان عرضه کنم.
مفهوم "دیاسپورا" که در جای جای نوشته‌های این کتاب به‌کار رفته به خوبی شرایط زندگی ارمنیان در ایران را توضیح می‌دهد. دیاسپورا در عام‌ترین مفهوم خود یعنی زیستن در یک جا و جای دیگری را وطن خود دانستن. خود را جزئی از ملت بزرگی دانستن که در سراسر جهان پراکنده است و پاره‌های آن رو به سوی وطن دارند، حتی اگر قرار نباشد روزی به آن‌جا بروند. اهمیت مفهوم "دیاسپورا" این روزها در علوم اجتماعی رو به افزایش است، و وضعیت ارمنیان ایران نمونه‌ای است از زیستن در شرایط دیاسپورایی. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب) فصلی از کتاب با عنوان "تابوی ازدواج با غیر" با این جملات آغاز می‌شود:
"طبیعی است که در ازدواج با هم‌دین، هم‌قوم، هم‌ولایتی، هم‌شهری، در یک کلام با همانند، با کسی که فرهنگ و زبان و آداب و رسومش را می‌شناسیم، یک جور احساس امنیت هست که در ازدواج با غیر نیست. به همین سبب حتی اهالی یک روستا یا طایفه هم ترجیح می‌دهند به اهالی همان روستا یا طایفه دختر بدهند. (ما کمره‌ای هستیم. کمره دهستانی است در نزدیکی خمین که بعضی از روستاهایش زمانی ارمنی‌نشین بودند. به خاطر دارم وقتی عمویم می‌خواست با دختری ازدواج کند که خانواده‌اش اهل کزاز، دهستان دیگری در همان منطقه بودند، پدرم سخت مخالف بود). با صنعتی شدن جوامع و تغییر شکل خانواده و تبدیل آن از خانواده‌ی گسترده به خانواده‌ی هسته‌ای، با شکسته شدن سدها و سنت‌های اجتماعی؛ ازدواج با غیر روز به روز بیشتر رواج پیدا می‌کند و پاسداری از مرزها بین خودی و غیرخودی در امر ازدواج، هر روز دشوارتر می‌شود. این هم طبیعی است. آنچه غیرطبیعی است این است که چرا ازدواج بین‌قومی یا بین‌دینی در میان ما (ارامنه‌ی ایران) تا آن اندازه به تابو بدل شده است که در صورت وقوع، به طردِ فردِ خاطی از سوی خانواده‌اش می‌انجامد ..."

تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!