ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
بخريد و بخوانيد ...
آبنبات دارچینی
نویسنده:
مهرداد صدقی
ناشر:
سوره مهر
سال نشر:
1402
(چاپ
22
)
قیمت:
345000
تومان
تعداد صفحات:
396
صفحه
شابك:
978-600-03-3857-3
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 1 نفر
امتیاز كتاب:
(تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'آبنبات دارچینی':
داستان با این جملات آغاز میشود:
"آقاجان جلوی همه شوارش را درآورد. البته یک بیرجامه زیر آن پوشیده بود و جورابش را روی پاچههای بیرجامه کشیده بود. شلوارش را همین دو دقیقه پیش پوشیده بود. نمیدانستم دیدن همین "صحنه" ساده بعدها سرنوشتم را عوض خواهد کرد.
آقاجان دگمه شوارش را به مامان نشان داد و گفت: "این دگمه شوارم باز شل شده. اگه خداینکرده توی بازار یکدفعه باز بشه و جلوی بقیه شلوارم بیفته چی؟" مامان گفت: "تو که همیشه از زیرش یک شلوار داری که." آقاجان گفت: "شانس منه که اونم همون موقع کشش درمِره ..."
من داشتم صبحانه میخوردم تا بروم دبیرستان. برایمان از روستای طبر کره محلی تروتازهای که بیشباهت به گلوله برفی نبود آورده بودند و چون خیلی خوشمزه بود داشتم با فداکاری هرچه تمامتر و خوردن بیش از حد به سلامتی مامان و آقاجان و بیبی کمک میکردم. با اینکه چربی خون هر سه آنها بالا بود، هر سه، مثل دوستان ناباب، موقع خوردن کره محلی، با گفتن: "به، چه خوش میآد خوردنش!" و اهدای پرمهر کلسترول به هم، یکدیگر را به بسته شدن رگهایشان تشویق میکردند ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!