فصل اول کتاب با این جملات آغاز میشود:
"در شناسنامه، متولد اول مهر 57 هستم؛ اما به گفتهی مادرم، در ماه رمضان به دنیا آمدم که چند ماهی با این تاریخ اختلاف دارد. محل تولدم منطقهی پلهرو، روستای "خرسدر" در بخش زاغه است. این روستا بین بروجرد و خرمآباد، واقع در 45 کیلومتری شمال خرمآباد قرار دارد؛ منطقهی ییلاقی عشایر است که هم دشت دارد، هم کوهستانی است. شبهای منطقه سرد و روزها خنک و معتدل است. گندم و جو محصول اصلی منطقه است. البته در سالهای اخیر، کشاورزان مهاجر آمدند و الگوی کشت آنجا را از گندم و جو به هندوانه تغییر دادند که آب زیادی میخواهد. حتی درخت گردو هم در منطقه کاشتند. حدود پنجشش هکتار زمین داشتیم که به حساب ما پانزده تا بیست کیسه گندم برای کشت آن لازم بود. محاسبهی زمین در آن منطقه هکتاری نیست، بلکه بر اساس کیسهی گندم است. پدرم میگفت هفده ساعت سهم آبمان بود. مردم منطقهی پلهرو و روستای خرسدر، علاوه بر کشاورزی، دامداری هم دارند و عشایر هستند ..."