ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
شناسنامه محصول
بازگشت شازده پسر
(The Return of The Little Prince)
نویسنده:
آلخاندرو گیلرمو روئمز
(A. G. Roemmers)
ترجمه:
حامد رحیمی
ناشر:
کولهپشتی
سال نشر:
1402
(چاپ
10
)
قیمت:
85000
تومان
تعداد صفحات:
110
صفحه
شابك:
978-600-461-091-4
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 5 نفر
امتیاز كتاب:
(تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'بازگشت شازده پسر':
کمتر داستانی مثل شازده کوچولو بهصورت گسترده خوانده شده و مورد توجه کوچک و بزرگ قرار گرفته است اما حتی شاهزادههای سیارههای خیلی خیلی دور هم عاقبت روزی بزرگ میشوند. شازده پسر که دیگر در سیارکش احساس خوشحالی نمیکند بار دیگر از آن خارج میشود تا جهان را کاوش کند؛ در نتیجه، سفر بهیادماندنی دیگری را بهسوی رازها و لذتهای یک زندگیِ معنادار آغاز میکند. دنباله این داستان کلاسیک بینظیر و محبوب، که حکایتیست جذاب برای تمامی سنین، به ما یادآوری میکند که چه چیزهایی انسان حقیقی را میسازد و در همان حال، جشنی باشکوه برای زندگی با همهی حکمتها، زیباییها و شگفتیهایش برپا میکند. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز میشود:
"داشتم تنهایی پایین یک جاده متروک در پاتاگونیا - دیاری که بهخاطر یک قوم بومی نامگذاری شده (قومی که ممکن است شما آنها را با پاهای بزرگ و بیتناسبشان دیده باشید) - رانندگی میکردم که ناگهان در کنار جاده چیز عجیبی دیدم. بهطور غیرارادی سرعت را کم کردم و وقتی دیدم یک دسته موی بلوند از زیر پتویی بیرون زده شگفتزده شدم. بهنظر میرسید کسی زیر پتوست. ماشین را نگه داشتم و پیاده شدم. وقتی بیرون آمدم چیزی حیرتآور دیدم. جایی وسط دشت، صدها مایل دورتر از نزدیکترین شهر و در جایی که حتی یک خانه، درخت و یا حصاری به چشم نمیخورد پسرکی آرام و بیخیال خوابیده بود ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!