ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
بخريد و بخوانيد ...
نامه
(The Letter)
نویسنده:
کاترین هیوز
(Kathryn Hughes)
ترجمه:
سودابه قیصری
ناشر:
آموت
سال نشر:
1398
(چاپ
5
)
قیمت:
199000
تومان
تعداد صفحات:
392
صفحه
شابك:
978-600-384-029-4
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 12 نفر
امتیاز كتاب:
(4.5 امتیاز با رای 2 نفر)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'نامه':
تینا کرنگه یک ماموریت در زندگی دارد؛ فرار از همسر دائمالخمر و خشناش. تینا تمام ساعات روز کار میکند تا پسانداز کرده و بتواند شوهرش را ترک کند. او تعطیلات آخر هفته را هم در فروشگاه خیریهای سپری میکند. روزی هنگام جستجوی جیب کت دست دوم اهدایی به خیریه، نامهی باز نشدهای مییابد. تینا نمیتواند بر کنجکاوی خود غلبه کند. او نامه را باز میکند و آن را میخواند؛ نامهای که زندگیاش را کاملا تغییر میدهد.
بیلی استرلینگ میداند احمقانه رفتار کرده، اما میخواهد همه چیز را جبران کند. نامهای مینویسد که امیدوار است آیندهاش را تغییر دهد؛ نامهای که همه چیز را تغییر میدهد اما به شکلی که بیلی حتی فکرش را هم نمیکند.
کتاب داستان زندگی دو زن را روایت میکند که در دهههای مختلفی به دنیا آمدهاند ولی سرنوشت، آن دو را به هم پیوند میدهد، و نشان میدهد که چگونه تباهی و نابودی یکی از آنها به رهایی دیگری میانجامد. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز میشود:
"او از چیزهای کوچکی لذت میبرد. از زمزمهی آرام زنبورعسلی که از روی گلی پرواز کرده و روی گل دیگری مینشیند و بدون اینکه بداند، کاری را میکند که همهی نژاد انسان به آن وابسته است.
از بوی مستکننده و رنگهای مختلف نخودهای شیرینی که در کرت سبزیجات کاشته بود و میشد جای آن هر خوراکی دیگری را کاشت. از آنجا که نشسته بود، همسرش را میدید که پای بوتههای رز کود میپاشید و بدون اینکه شکایتی کند کمرش را از درد میمالید، در حالی که هزار کار دیگر هم بود که ترجیح میداد انجام دهد.
وقتی زانو زد تا چند علف هرز را بکند، دست نوهاش در دست او لغزید، دستی کوچک، گرم و اطمینانبخش. وجود دختر کوچولو بیش از هر چیز دیگری به او لذت میبخشید، همیشه لبخند بر لبش میآورد و قلبش تندتند میزد ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!