ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
شناسنامه محصول
کشتی نوعروسان
(The Ship of Brides)
نویسنده:
جوجو مویز
(Jojo Moyes)
ترجمه:
محسن خادمی
ناشر:
میلاد
سال نشر:
1397
(چاپ
3
)
قیمت:
90000
تومان
تعداد صفحات:
446
صفحه
شابك:
978-600-5744-46-0
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 4 نفر
امتیاز كتاب:
(تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'کشتی نوعروسان':
در طول جنگ جهانی دوم، سربازان انگلیسی که در استرالیا مستقر بودند با دختران جوان استرالیایی ازدواج میکردند. اما زندگی مشترک آنها در طول جنگ دیری نمیپایید. چون سربازان خیلی زود برای ماموریتهای جنگی به چهارگوشه جهان اعزام میشدند. حالا اما سال 1946 است و جنگ پایان یافته. دولت انگلیس تلاش میکند تا به قولی که به سربازانش داده پایبند باشد. به همین خاطر 650 نفر از این عروسان جوان را با یک ناو جنگی که از استرالیا عازم انگلستان است همراه میکند تا آنها را به شوهرانشان برساند.
مطابق قوانین، ارتباط افسران و سربازان با این زنان جوان بر روی کشتی کاملا محدود و ممنوع اعلام شده. اما سرنوشت دیگری برای این مسافران رقم خورده است که چندان با قوانین کشتی هماهنگی ندارد ...
داستان با این جملات آغاز میشود:
"اولین بار که دوباره او را دیدم، حس کردم انگار مرا کتک زدهاند.
من این حرف را هزاران بار شیندهام اما تا آن زمان هیچوقت متوجهی معنای واقعیاش نشده بودم: مدتی طول کشید تا حافظهام آنچه را چشمهایم میدید درک کند؛ و بعد یک شوک جسمانی که تمام وجودم را در برگرفت، گویی چند مشت کاری بر من وارد آمده است. من آدم خیالبافی نیستم. اهل این هم نیستم که با کلمات بازی کنم، اما میتوانم صادقانه بگویم که نفس را در سینهام حبس کرد.
انتظار نداشتم که هرگز دوباره او را ببینم. آنهم در یک چنین جایی. خیلی وقت بود که او را جایی شبیه به کشوی انتهایی ذهنم پنهان کرده بودم. نه فقط از لحاظ ظاهری، بلکه از هر لحاظی که سرنوشت ما را به هم گرهزده بود. هر آنچه که او مرا وادار کرده بود تا از سر بگذرانم؛ زیرا هرگز نفهمیدم چهکار کرده است تا اینکه سالهای سال گذشت. از بسیاری جهات، بهترین و بدترین چیزی بود که برای من اتفاق افتاده بود ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!