ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
شناسنامه محصول
از لنز تیره
(A Scanner Darkly)
نویسنده:
فیلیپ ک دیک
(Philip K. Dick)
ترجمه:
جواد همایونپور
ناشر:
یویان
سال نشر:
1396
(چاپ
1
)
قیمت:
24000
تومان
تعداد صفحات:
318
صفحه
شابك:
978-600-95384-9-2
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 1 نفر
امتیاز كتاب:
(تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'از لنز تیره':
باب آرکتور، نام جعلی مامور مخفی پلیسی به نام فرد است که در یک مجتمع مسکونی که اغلب محل سکونت معتادان است زندگی میکند تا از این طریق بتواند به شبکه توزیعکنندگان موادمخدر نفوذ کند. باب در حین ماموریت خود به ماده مخدر D معتاد میشود. یک ماده روانگردان بسیار قوی که مصرف آن باعث اختلال در عملیات مغزی میشود و به مرور باعث میشود تا او زندگی دوگانهاش را بصورت دو هویت مستقل باور کند. یکی از نیمکرههای مغز او باور دارد که او مامور پلیس است و نیمکره دیگر او را مصرفکننده ماده مخدر میشناسد. در این میان او به دونا، توزیعکننده موادمخدر در مجتمع مسکونیشان دل میبازد و ...
داستان با این جملات آغاز میشود:
"تمام روز مشغول پاک کردن موهایش از حشرات بود. دکترش گفته بود موهایش حشره ندارد. بعد از هشت ساعت دوش آب گرم، بالاخره از حمام بیرون آمد، ولی هنوز سر جایشان بودند، و نه فقط در موهایش، بلکه در همهی هیکلش. یک ماه بعد حشرات ششهایش را هم گرفتند.
چون چیز دیگری به ذهنش نمیرسید، تصمیم گرفت بهطور علمی زندگی این حشرات را مطالعه کند. به کمک دایرهالمعارف بریتانیکا سعی کرد گونهی این حشرات را بیابد. در این مدت حشرات همهی خانه را گرفته بودند. او گونههای مختلف را مطالعه کرد و وقتی حشرات به بیرون از خانه رسیدند، دریافت که شپشاند. بعد از این کشف هرگز نظرش تغییر نکرد، هر چند که مردم به او میگفتند: "شپشها نیش نمیزنن." ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!