ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
بخريد و بخوانيد ...
ماشین گربه باک نداره (مجموعه ملیکا و گربهاش - 3)
نویسنده:
سیدنوید سیدعلیاکبر
ناشر:
افق
سال نشر:
1400
(چاپ
7
)
قیمت:
25000
تومان
تعداد صفحات:
51
صفحه
شابك:
978-964-369-559-0
امتیاز كتاب:
(تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'ماشین گربه باک نداره (مجموعه ملیکا و گربهاش - 3)':
کتاب حاوی چهار قصه است. در هریک از قصهها ملیکا و گربهاش ماجرایی را پشت سر میگذارند و از دردسرهایی که معمولا خودشان برای خودشان درست کردهاند، جان سالم به در میبرند.
داستان "محاکمه آقا فیله" با این جملات آغاز میشود:
"در اتاق ملیکا باز شد.
دندانهای گربه تیلیکتیلیک صدا میکرد. ملیکا خیال کرد بستنی یخی خورده که سردش شده است.
- ملیکا جون! برو توی دفتر نقاشیم رو نگاه کن!
یک علامت تعجب آمد توی چشمهای ملیکا و یک علامت سوال هم توی دهانش.
- مگه چی شده؟
- من که خیلی ترسیدم. یه فیل اومده اونجا. اگه بدونی چهقدر بزرگه! دیگه یه مورچه هم نمیتونم توی دفترم بکشم.
ملیکا علامت سوالش را جوید و قورت داد، آب دهانش را هم پشت سرش. او هم ترسیده بود.
- ملیکا جون! میری پاکش کنی؟
ملیکا اولش نمیدانست چهکار کند. اما بعدش گفت: "میرم، به شرطی که تو هم بیای." اگر به گربه بود اصلا از جایش تکان نمیخورد، اما چون یک دلش پیش ملیکا بود، سینهاش را داد جلو و با شجاعت گفت: "معلومه که من باهات میآم ملیکا جون." ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!