درباره كتاب 'فرانکلین و روز شکرگزاری':
جشن روز شکرگزاری نزدیک است. امسال برخلاف سالهای قبل مادربزرگ و پدربزرگ فرانکلین نمیتوانند برای این مراسم به نزد آنها بیایند و فرانکلین از این بابت ناراحت است. او اما به شدت مشغول کمک کردن به مادر و پدرش برای آماده کردن غذاهای مخصوص این روز است.
روز قبل از روز شکرگزاری، فرانکلین متوجه میشود که آقای جغد این روز را نزد مادرش میگذراند. بنابراین فرانکلین تصمیم میگیرد حالا که پدربزرگ و مادربزرگ در این روز پیش آنها نیستند، از آقای جغد و مادرش دعوت کند تا ناهار روز شکرگزاری را با آنها بخورند. او در این مورد چیزی به پدر و مادرش نمیگوید تا آنها را غافلگیر کند. مادر فرانکلین هم بدون اطلاع شوهرش و بچهها نزد خانواده خرس میرود و آنها را برای روز شکرگزاری دعوت میکند تا بقیه خانواده را غافلگیر کند! و ... خلاصه فرانکلین و خانوادهاش در روز شکرگزاری میزبان تعداد زیادی مهمان ناخوانده هستند که همگی را با آغوش باز بر سر میز خود میپذیرند.