ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
شناسنامه محصول
رستمنامه
نویسنده:
-
ناشر:
ققنوس
سال نشر:
1394
(چاپ
1
)
قیمت:
9000
تومان
تعداد صفحات:
206
صفحه
شابك:
978-964-311-672-9
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 9 نفر
امتیاز كتاب:
(تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'رستمنامه':
داستانهای عامیانه فارسی گنجینههایی از مضمون، تمثیل، ضربالمثلها و آداب و رسوم فارسیزبانان به شمار میروند. توجه به چنین گنجینههایی، در اصل، پاسداشت فرهنگ و ادب کهن سرزمینی است به وسعت زبان فارسی.
چه بسیار کسان که با خواندن این داستانها با کتاب پیوندی همیشگی یافتهاند، زیرا این داستانها که اغلب روایت پهلوانی و مردانگی و عشقند، با نثری شیرین و پرطمطراق، با افسانهسازی و خیالپردازی خواننده را بر سر شوق میآورند و به خواندن ترغیبش میکنند.
انتشارات ققنوس با بهرهگیری از نسخههای متعدد و به کارگیری رسمالخط جدید بر آن است تا آثار ماندگار ادبیات عامه در مجموعهای خوشخوان و به دور از لغزش منتشر گردد. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز میشود:
"اما راویان اخبار و ناقلان آثار چنین روایت کردهاند که از نسل سام اولادی به هم رسید که او را زال نام نهادند و به آشیانه سیمرغ افکندند و سیمرغ او را پرورش داد، پس از چندی زال را از مقام سیمرغ بیرون آوردند و بزرگ کردند؛ دلاور نامداری شد.
زال به دختر محراب شاه کابلی رودابه بانو عاشق شده او را به تصرف درآورد. رودابه بانو حامله شد و بارش گران گردید چنان که تاب نتوانست آورد. حکما از علاج آن عاجز شدند. زال احوال او به سیمرغ گفت. به دستور سیمرغ پهلوی رودابه را شکافتند و فرزندش را بیرون آوردند. زال از تولد او خوشحال شد، نام او را رستم گذاشت. او را به دایه سپرد که شیر دهد. در مدت یک سال در نظر مردم دو ساله مینمود، چون به ده سالگی رسید طرفه دلاوری شد که چشم روزگار ندیده ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!