درباره كتاب 'تا سه میشمرم':
داستان ماجرای بابابزی و بز کوچولو را تعریف میکند. بابابزی همیشه عجله داشت. برای همین هم همهاش به بز کوچولو میگفت: "تا سه میشمرم، این کار را بکن ... تا سه میشمرم، اون کار را بکن!" یکروز صبح که بابابزی مثل همیشه عجله داشت، بز کوچولو با خوشخلقی هر کاری که بابابزی گفت را انجام داد. اما دم در مدرسه که بابابزی داشت از او خداحافظی میکرد، بز کوچولو به بابابزی گفت که: "میدانی بابابزی، من توی مدرسه یاد گرفتهام تا ده بشمارم؛ اگر خواستی یادت میدهم. آنوقت صبحها مجبور نیستیم اینقدر عجله کنیم؛ مگه نه؟"
(گروه سنی مخاطب این کتاب در شناسنامه آن "الف" و "ب" درج شده)