درباره كتاب 'خرگوش دهمی':
کتاب مجموعه ده داستان است. در هر داستان "ترمه" برای اینکه خوابش ببرد به جای گوسفندها، خرگوشها را میشمارد. اما هر بار با ظاهر شدن خرگوش دهمی، اتفاقاتی میافتد که خواب را از چشم ترمه میبرد و او را وارد ماجراهایی میکند که خواندنی است.
(گروه سنی مخاطب این کتاب در شناسنامه آن "ب" درج شده)
داستان "من خرگوشها را میشمارم" با این جملات آغاز میشود:
"آن طرف پنجره، ماه توی آسمان پیدا بود، صدای شلپ و شلوپ آب از آن دوردورها میآمد. ترمه خوابش نمیبرد. چند بار غلت زد و شمرد: یک گوشفند، دو گوسفند، سه گوسفند ... اما باز هم خوابش نبرد. با خودش گفت: "وای! هر شب گوسفند، خرگوشها بهترند؛ اصلا امشب خرگوشها را میشمارم."
صف خرگوشها بالای سرش پیدا شدند. ترمه شمرد: یک خرگوش، دو خرگوش، سه خرگوش، سر و کلهی خواب آرام آرام پیدا شد، یواش یواش آمد کنار تختخواب ترمه؛ ترمه باز شمرد: نه خرگوش ... خواب خواست توی چشمهای ترمه جا بگیرد که ترمه گفت: "ده خرگوش ..." یکدفعه خرگوش دهمی از توی صف پرید بیرون. خرگوش دهمی ورجه وورجه رفت زیر تخت. از آنجا رفت پشت کمد. بعد پرید روی میز و هی فینفین کرد ..."