ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
شناسنامه محصول
زندگی سگی یک مرد دقیق
نویسنده:
حسین کربلایی طاهر (شاهین)
ناشر:
شورآفرین
سال نشر:
1394
(چاپ
1
)
قیمت:
7000
تومان
تعداد صفحات:
102
صفحه
شابك:
978-600-93568-4-3
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 1 نفر
امتیاز كتاب:
(4 امتیاز با رای 1 نفر)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'زندگی سگی یک مرد دقیق':
نویسنده این مجموعه داستان دانشآموختهی سینما از کانادا است و در حال حاضر نیز در دانشگاه یورک مشغول تدریس میباشد. کتاب مجموعهای است از یازده داستان کوتاه به قلم او.
اولین داستان کتاب با این جملات آغاز میشود:
"آقا مراد جلوی در خونهی ما بساط داره. تو به جعبهی مقوائی خالی شیرینی، از او محکمهاش، سیگارهاشو گذاشته. دور جعبه هم با کش محکم کرده تا در نره. جنساش. رو یه پیت حلبی میشینه و سیگار میکشه و میفروشه. یکی دو بسته آدامس و شکلات که از گرد و خاکهایی که روشون نشسته، نمیشه فهمید کدوم شکلاته، کدوم آدامس هم کنار سیگاراش داره. یه شلوار گشاد زوار دررفته که زمانی سورمهای رنگ بوده با دقیقا بیست و هشت وصله پاشه. اینو با بچهها شمردیم شد بیست و هشت تا. اورکت قهوهای از شلوار بدترش و کلاه بافتنی کثیف و کهنهاش، تابستون و زمستون تنشه. نزدیک شصت سالش باید باشه. البته اینو هیچکس نمیتونه با اطمینان بگه چون هیچکس شناسنامهاش رو ندیده. ولی با بچهها بالا و پائین کردیم دیدیم شصت رو باید داشته باشه. نه زن داره و نه بچه. نه برادر و خواهر و فامیل. یعنی ما که ندیدیم. هیچکس هم ندیده کسی رو داشته باشه. تنها چیزی که همه میدونن اینه که صبح ساعت هشت جلوی خونهی ما رو پیت حلبیاش، کنار بساط سیگارش میشینه تا شب ساعت ده. هر روز، پنجشنبه و جمعه و تعطیلی و تاسوعا و عاشورا و سیزده بدر هم حالیش نیست. یک نون بربری صبح، یکی غروب و مابینش ده گالن چای خوراکشه. بهعلاوهی سیگارهایی که آتیش به آتیش فرت و فرت دود میکنه ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!